بنى سعد بهپيوندند و زط و سيابجه هم با طايفه بنى حنظله همپيمان شوند و چنين هم شد « 1 » .
پيش از اين تاريخ هم نام و زط و سيابجه در اخبار مربوط به جنگهاى ردّه در بحرين كه در زمان خلافت ابو بكر روى داده بود آمده و آن در هنگامى است كه مردى از همان ديار به نام الحطم بن ضبيعه پس از رحلت پيغمبر ( ص ) سر به نافرمانى برداشته و بر شهرهايى از آنجا مانند قطيف و هجر چيره شده و خطّ را هم با فريب دادن زط و سيابجهاى كه در آن بودهاند به تصرف خود درآورده « 2 » .
خط در دوران ساسانى مركز ديوانى بحرين بود و قطيف و هجر هم از توابع آن به شمار مىرفتند و زط سيابجهاى هم كه در آن بودند پادگان محافظ آنجا از سوى دولت ساسانى ايران بودهاند .
زط و سيابجه در سپاه على ( ع )
در همين زمان هم كه ام المؤمنين عايشه از آنها خشمگينانه نام مىبرد نام آنها را در سپاهيان امير المومنين على كه براى فرونشاندن فتنهاى كه طلحه و زبير به كمك ام المومنين در بصره برپا ساخته بودند از مدينه عازم بصره بود مىبينيم و آنها گروههايى بودند كه از كوفه به سپاهيان على پيوستند گروههايى كه آنها را هم در تاريخها به نام زط و سيابجه خواندهاند . و ديديم كه علت ناخشنودى ام المومنين عايشه هم از اين زط و سيابجه اين بود كه وقتى آنها يعنى عايشه و همراهان او در بصره خواستند بر عثمان بن حنيف كارگزار على ( ع ) بر آنجا دست يابند همين زط و سيابجه كه نگهبانان دار الاماره بودند به حمايت از عثمان برخاسته و آنها را ناكام ساختند ، و وقتى هم كه عايشه و همراهان در غيبت زط و سيابجه بر عثمان بن حنيف دست
هامش
( 1 ) . بلاذرى - فتوح البلدان ، ص 459 و 460 .
( 2 ) . طبرى 1 / 11961 « حتى نزل ( الحطم بن ضبيعة ) القطيف و هجر و اسنغوى الخط و من فيها من الزط و السيابجة » .