تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
برگردد هيچ‌يك از دو طرف به كارى كه وضع موجود را برهم زند دست نزنند . مطلبى كه آنها عنوان مىكردند و اين فرستادگان مىبايستى دربارهء آن تحقيق كنند اين بود كه طلحه و زبير در بيعت با على مجبور بوده‌اند نه مختار بنابراين خود را بدان بيعت پاىبند نمىدانند و در مخالفت با على كه اكنون بدان دست زده‌اند از سوى آنان نقض بيعتى نشده است . ولى اين صلح موقت پايدار نماند زيرا طلحه و زبير و طرفداران آنها مىخواستند هرچه زودتر عثمان بن حنيف كارگزار على را از سر راه بردارند و بر بيت المال دست يابند و براى اين كار توطئه‌ها مىچيدند ولى همان نگهبانان يعنى زطّ و سيابجه مانع از آن مىشدند كه اينان به خواستهء خود برسند . از جمله اين توطئه‌ها اين بود كه روزى محمد پسر طلحه كه امر نمازگزارى بر سپاهيان با او بود به مسجد آمد و براى اقامهء نماز در نزديكى محلى كه عثمان بن حنيف نماينده على ( ع ) نماز مىگذارد ايستاد و چون زطّ و سيابجه نگهبانان عثمان به كار او بدگمان شدند او را از آن محل دور كردند . و سپس در شبى سرد و تاريك و طوفانى طلحه و زبير با جماعت خود به مسجد آمدند و پيش از آنكه عثمان براى نماز به مسجد بيايد شخصى را به نام عبد الرحمان بن عتاب به جاى او به امامت گماردند ولى باز زط و سيابجه نگهبانان عثمان مانع آن كار شده و سلاح به روى آنها كشيدند و پس از مدتى جنگ و ستيز طلحه و زبير دست از جنگ كشيدند و صبر كردند تا شب‌هنگام كه آن نگهبانان به خواب رفتند آنگاه به خانه عثمان ريختند و او را دستگير كرده با خود بردند ، و سپس با كندن تمام موهاى سر و صورت و ابروهاى او كه نشانى كمال تحقير و خوارى بود او را از شهر بيرون كردند و پسرش را هم به زندان افكندند . پس از بيرون كردن عثمان بن حنيف كارگزار على ( ع ) در بصره كه طلحه و زبير عملا اختيار بصره را در دست گرفته بودند ، خواستند بيت المال را هم تصرف كنند ولى نگهبانان ايرانى بيت المال كه بلاذرى از آن‌ها هم به نام سيابجه نام برده از تسليم بيت المال به آنها خوددارى كردند و چون آنها نتوانستند آن
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 208 | محمد مهدى ملايرى