غرض از اين توضيح مختصر دربارهء بدوى و بدوات اشاره به مطلبى است كه همهء محققان در مسائل عربى و عمرانى بدان توجه نمودهاند و آن طبيعت ضد عمرانى قبايل باديهنشين و اثر نامطلوبى است كه اينان در تاريخ تمدن و عمران اين منطقه و مناطقى داشتهاند كه در آن زيسته يا بر آن غلبه كردهاند . ابن خلدون كه از نخستين دانشمندانى است كه اين پديدهء انسانى را از لحاظ عمران و تمدن بشرى تاحدى به تفصيل مورد مطالعه قرار داده به طبيعت ضد عمرانى آنها هم اشاره نموده و گفته است كه چون اساس عمران و تمدن بر ثبات و استقرار و كوشش مستمر و مداوم نهاده شده ، و قبايل كوچنده صحراگرد را چنين ثبات و استقرارى نيست از اينرو آنها را نه با تمدن و عمران ميانهاى هست و نه مظاهر تمدن و عمران را نزد ايشان ارزشى است ، هم او و هم محققان ديگرى بعد از او كه در اين زمينه تحقيقاتى كردهاند ، بهعنوان مثال براى اين طبيعت ضد عمرانى بدويان نمونههايى از اين دست ذكر كردهاند : مانند اينكه عرب بدوى بنايى را خراب مىكند تا سنگى از آن را براى اجاق و كانون آتش خود به كار ببرد ، يا خانهاى را ويران مىسازد تا تيرى از آن را براى افراشتن خيمهء خود به دست آورد . و به همين دليل است كه ابن خلدون مىنويسد كه چنين قبايل بيابانگردى به هركجا دست يابند و در آنجا ساكن گردند خرابى و ويرانى هم بدانجا راه خواهد يافت و عمران و آبادى از آنجا رخت برخواهد بست . « 1 »
به جز اين قبايل صحراگرد گروههاى ديگرى هم از عربهاى مناطق ديگر به همين سرزمين سورستان كوچانده شدند كه آنها هم براى ايرانيان اهل محل
هامش
( 1 ) . آگاهى بيشتر را در اين موضوع علاوه بر مقدمه ابن خلدون در كتابهاى زير از محققان معاصر كه خود از فرزندان همين سرزمين يا سرزمينهائى مجاور باديه و آشنا به مسائل آن بودهاند خواهيد يافت :
1 - « جزيرة العرب فى القرن العشرين » تأليف حافظ وهبه وزيرمختار و نماينده عربستان سعودى در لندن . چاپ « لجنة التأليف و الترجمة و النشر » مصر 1354 ه . ق . - 1935 م .
2 - البد و البداوة : تأليف دكتر جبرائيل جبور از استادان دانشگاه امريكائى بيروت ، بيروت ، دار العلم للملايين ، 1988 م .