تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
نخست با قرعه بين آنها تقسيم شد و سپس تيره‌هاى مختلف آن قبايل هريك در بخشى كه سهم آنها شده بود سياه‌چادرهاى خود را برپا داشتند . يعقوبى در كتاب البلدان صورتى از اين تيره‌ها را آورده و جايى را كه هريك از آنها اشغال كرده‌اند به نام جبّانه خوانده است . جبّانه به فضاى باز و ميدانگاهى گفته مىشد كه هرتيره از اعراب سياه چادرهاى خود را در آن مىزدند و از آن فضا براى نيازهاى مختلف خود و محلى براى نگاهدارى احشام و كارهاى عمومى گرفته تا گورستان استفاده مىكردند . وى نام هفت جبانه را كه معمولا به نام قبيله يا رييس قبيله خوانده مىشده به اين شرح ذكر كرده است : جبّانة عزرم - جبّانة بشر - جبّانة ازد - جبّانة سالم - جبّانة مراد - جبّانة كنده - جبّانه الصاندين . و چند جا را هم به نام صحرا خوانده ، مانند صحراء اثير - صحراء بنى يشكر و صحراء بنى عامر . . . « 1 » و طبرى هم در ذكر رويدادهاى دوران مختار و جنگهاى او نام برخى از آنها را آورده است « 2 » . يكى از محلهاى معروف كوفه هم جايى بوده كه طبرى آن را به نام « چهارسوج خنيس » « 3 » و يعقوبى آن را شهار سوج خنيس خوانده و نوشته است كه آن را در آغاز تقسيم اراضى كوفه به هاشم بن عتبة بن ابى وقاص به اقطاع داده‌اند « 4 » . از اين نام فارسى مىتوان حدس زد كه اين محل پيش از ورود اعراب چهار راهى معروف بوده كه پس از ورود عربها و سكونت ايشان در آنجا با حفظ نام سابقش نامى جديد هم به خود گرفته . در بصره هم محلى به همين نام چهارسو بوده كه آنجا هم پس از ورود عربها به آنجا « به شهار سوج بجله يا بجيله معروف شده » « 5 » . اين تيره‌ها هريك جدا از هم مىزيستند . معمولا قبايل عربى خوش نداشتند
هامش
( 1 ) . البلدان ، ص 331 . ( 2 ) . طبرى ، 2 / 733 - 738 . ( 3 ) . طبرى آن را در ذكر حوادث جنگهاى مختار و محاصرهء او در آن‌جا ذكر كرده . ( 2 / 738 ) . ( 4 ) . البلدان ، ص 310 . ( 5 ) . معجم البلدان ، 3 / 388 در شهار سوج .