در قصيده بسيار معروفى هم كه در روايات عربى آمده و گفته شده است كه آن را اميّة بن ابى الصلت يا پدرش ابو الصلت در روز جلوس سيف بن ذى يزن بر تخت سلطنت يمن در مجلسى كه با حضور بزرگان عرب كه از سرزمينهاى مختلف عربى براى تهنيت وى آمده بودند در كاخ غمدان در صنعاء تشكيل شده بود با اين مطلع :
ليطلب الوتر امثال ابن ذى يزن * لاقى من البحر احوالا و احوالا
قرائت نمود ايرانيان را با عنوان بنى الاحرار يعنى آزادزادگان ياد كرده . و ابو الفرج اصفهانى در تفسير اين كلمه گويد : بنو الاحرار كه اميه در شعر خودش آورده مراد از آن ايرانيان هستند كه با سيف بن ذى يزن به يمن آمدند و مىافزايد كه اين ايرانيان در حال حاضر هم در صنعا همچنان بنو الاحرار خوانده مىشوند و در يمن آنها را ابناء ( فرزندان ) مىخوانند . « 1 »
اين قصيده كه از قصايد معروف عربى است و در كتابهاى معتبر تاريخ و ادب عربى با اختلافاتى نهچندان كم نقل شده هرچند در اصل براى بزرگداشت سيف و ستايش از كوششهائى است كه او براى به دست آوردن ملك موروث خود به عمل آورده ولى بيشتر در ستايش ايرانيان و دليرى سپاهيانى است كه حبشيان را از يمن رانده و آن ملك را به يمنيان بازگردانيدهاند . « 2 »
هامش
- آنجا معنى شده « اى يرجع الى حمير » يعنى به حمير برمىگردد در اينجا هم احتمال مىرود كه براى وزن شعر سيحار شده و در اثر غلطخوانى سحار ثبت شده در نسخهء چاپى مروج الذهب كه مورد مراجعه بوده دو بيت ديگر و در يك نسخهء سوم بيت سومى بر اين اشعار افزوده شده .
( 1 ) . اغانى ، چاپ بيروت 1956 ، ج 16 ، ص 146 .
( 2 ) . اين قصيده را طبرى ( 1 / 956 - 957 ) ، و ابن هشام ( 1 / 65 - 66 ) ، و ابن قتيبه ، الشعر و الشعراء ( 431 - 432 ) ، و المقدسى ، البدء و التاريخ ( 3 / 194 ) ، و ابن سلام ، طبقات الشعراء ( 218 - 220 ) ، و الازرقى ( 1 - 93 ) ، البحترى ، الحماسه ( 16 ) ، و مسعودى ، مروج الذهب ( 2 - 207 ) ، و التيجان ( ص 305 ) ، و الاغانى ( 16 - 72 ) ، الروض الانف ( 1 - 52 - 53 ) روايت كردهاند و ابو الفرج اصفهانى هم آن را در جزء اول اغانى نقل كرده است . و نلدكه نيز آن را به -