يعنى عمان را ترك كن و به شحر برو كه در آنجا اگر خرما نيابى كندر خواهى يافت .
دربارهء محل جغرافيائى اين شحر ابن خردادبه در جائى آن را در دويست فرسخى عمان و صد فرسخى عدن نشانى مىدهد « 1 » و در جائى ديگر كه منازل بين عمان و مكه را از ساحل ذكر مىكند ميان عمان و شحر سه منزل و ميان شحر و عدن نيز سه منزل ذكر كرده « 2 » و اين هم كه شحر چنان كه ابن خردادبه و استخرى ذكر كردهاند مركز منطقه مهره بوده كه در همسايگى عمان قرار داشته و بين مهره و عدن منطقه وسيع حضرموت فاصله بوده اقتضا دارد كه فاصلهء ميان عمان و شحر بيشتر از فاصله شحر تا عدن نباشد . از اوصاف ديگرى كه در نوشتههاى ديگر مورخان و جغرافيانويسان دربارهء اين محل آمده چنين معلوم مىشود كه در تعيين محل قطعى شحر براى بعضى از آنها ابهامى وجود داشته و شايد اين امر بدين سبب باشد كه جاهاى مختلفى به نام شحر خوانده مىشده . اين را ياقوت از قول اصمعى نقل كرده و آنچه اين گفته را تأييد مىكند اين است كه در عمان هم بنا به روايت ابو عبيده جائى به نام شحر بوده ابو عبيده در روايتى كه از او نقل كرديم گفته بود كه اردشير بابكان قبيله ازد را در شحر عمان به كار ملاحى گماشت . بههرحال محلى را كه ياقوت به نام شحر ذكر كرده ظاهرا همين محلى است كه در ساحل مهره بوده و وصف آن را از ابن خردادبه و استخرى هم شنيديم ، ياقوت از قول اصمعى گفته كه عنبر شحرى از سواحل آنجا به دست مىآيد « 3 » . يشارى مقدسى هم كه خود او شحر را ديده آن را ضمن مناطق يمن و پس از حضرموت آورده و آن را چنين وصف كرده . شحر شهرى است بر ساحل دريا و معدن ماهيهاى بزرگ است كه از آنجا به عمان و عدن و بصره و اطراف يمن حمل مىشود و آنجا محل درختهائى است كه صمغ آنها كندر است « 4 » .
ياقوت از قول يكى از اعراب افسانهاى بسيار عجيب و خارقالعاده دربارهء
هامش
( 1 ) . ابن خردادبه ، 61 - 60 .
( 2 ) . ابن خردادبه ، 8 - 147 .
( 3 ) . ياقوت ، 2 - 4 - 313 .
( 4 ) . مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 87 .