تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
فقيرانه‌اى همچون كرايه دادن شتر يا فروختن آب و شير به حجاج مىپرداخته‌اند وى از اين شهر به‌عنوان قريه ياد كرده ولى گويد كه در آن آثارى قديمى هست كه دلالت دارد بر اينكه اينجا در گذشته شهرى آباد بوده و در بيرون شهر هم آثارى است كه دلالت بر قدمت آنجا دارد ، و گويد كه اينجا از شهرهاى ايرانيان بوده ( كانت من مدن الفرس ) « 1 » . در حدود يك قرن پس از ابن جبير كه ابن المجاور دمشقى از جده ديدن كرده تا حدى عمران وآبادى به جده بازگشته و وضع كسب و كار مردم هم رونقى يافته بوده ولى ظاهرا آن دوران طلائى گذشته آن ديگر تجديد نشده است . وى جده را با عنوان شهر كوچكى در ساحل دريا توصيف مىكند و از شدت ازدحام حجاج در آنجا و كم‌آبى آنجا سخن مىگويد و گويد آب را از جاهاى دور به آنجا مىآورند و مىافزايد كه مردم آنجا از نسل ايرانيان هستند و گويد ساختمانهاى آنجا از سنگ كاشور است كه گفتيم همان سنگهاى رملى هستند كه از زمين آنجا استخراج مىكنند و به آنها سنگ منقبى مىگويند و همچنين در آنجا بناهائى است از خوص يعنى برگ خشك نخل و گويد كه در جده مسافرخانه‌هائى هست كه اطاقهاى آنها را به مسافرين و حاجيان كرايه مىدهند و از دو كاروانسراى ( خان ) بزرگ نام مىبرد و همچنين از مهمانخانه‌هاى بزرگى كه آن را امير شمس الدين طنبغا خان در سال 623 هجرى بنا كرد ، ياد مىكند و گويد در آنجا مالياتى از خانه‌هاى كرايه‌اى براى سلطان مصر وصول مىشده كه ساليانه 3 درهم براى هرخانه بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة جده ، ص 55 ، به نقل از رحلة ابن جبير ، چاپ بيروت سال 1379 ه . 1959 م . ص 53 . ( 2 ) . تاريخ مدينة جده ، ص 65 .