تسناس كه در همين شحر در خانهء يكى از مردم مهره كه در آنجا رياست داشته ديده بوده است نقل كرده كه از بس عجيب و نامعقول بوده ذمه خود را از آن برى ساخته .
بندر ديگرى كه بين عمان و عدن واقع بوده و نامى از آن در نوشتههاى قديم آمده محلى بوده در حضرموت كه بنا به گفتهء مسعودى سپاهيان ايران كه عازم يمن بودند در اين محل از دريا به خشكى درآمدند و به سوى يمن روانه شدند .
حضرموت يكى از سه بخش بزرگ و عمدهء يمن بوده ، مقدسى آن را چنين وصف كرده . سرزمين يمن در قديم به سه كارگزارى تقسيم مىشد و هريك را يك والى بود يك والى برجند و مخلافهاى آن منصوب مىشد و يكى بر صنعا و مخالفهاى آن و يكى هم بر حضرموت و مخلافهاى آن « 1 » . مسعودى نام اين بندر را مثوب نوشته و اين دو بيت را هم از شاعرى به مناسبت پياده شدن سپاهيان ايران در آنجا نقل كرده است :
اصبح فى مثوب الف فى الجنن * من رهط ساسان و رهط مهرمن
ليخرجوا السّودان من ارض اليمن * دلّهم قصد السّبيل ذويزن « 2 »
ظاهرا اين محل در آن زمان هم جاى پرنام و آوازهاى نبوده يا اينكه عمران وآبادى آن طولى نكشيده كه به جاى ديگرى منتقل شده چون ذكرى از آن به عنوان يك محل معمور و آباد در كتب تاريخ و جغرافياى قديم نيست . ياقوت از آن تنها به ذكر جائى است در يمن « 3 » اكتفا كرده . دربارهء پياده شدن سپاهيان ايران هم در اينجا بايد اضافه شود كه در بعضى از مآخذ محل پياده شدن سپاهيان ايران را در يمن بندر عمان نوشتهاند كه احتمال دارد بندر عدن باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 105 .
( 2 ) . مروج ، پلا ، ج 2 - ص 203 .
( 3 ) . ياقوت ، 4 - 415 .
( 4 ) . بنا به قولPexcy sykesدرHistory of Parniaچاپ سوم لندن 1958 ص 454 .