بهار و تموز و زمستان و تير * نياسود هرگز يل شيرگير
در اين زمينه يك نكتهء ديگر هم هست كه توجه به آن بيهوده نخواهد بود و آن اين است كه تير هم مانند مهر در ايران قديم از نوعى قداست مذهبى برخوردار بوده تيرگاه كه روز سيزدهم از ماه تير بوده ، مانند مهرگان يكى از جشنهاى معروف ايران به شمار مىرفته و يكى از يشتهاى اوستا به نام تيريشت ناميده شده و نام تيرداد هم بخصوص در دوران پارتيها مانند مهرداد معمول و متداول بوده و اينكه در رسالهء " ماديگان سى روز " تير را ( 13 ماه ) به كارهاى علمى و مخصوصا به علم نجوم و دريانوردى و دبيرى اختصاص داده قرينهاى است براى ارتباط تير با دريانوردى و مجوزى براى اين فرض كه شايد در نامگذارى اين گونه كشتيهاى محكم و نيرومند به نام تيرماه گذشته از آن معنى كه مسعودى ذكر كرده يعنى مقاومت در برابر امواج و طوفانها يك جنبه معنوى هم ملحوظ بوده و آن برخوردار ساختن آنها از قداست اين نام و در پناه قرار دادن آنها است .
رونق مركز دريائى مزون پس از اسلام
در دوران اسلامى هم لااقل تا آنجا كه ما اطلاع داريم تا قرن چهارم هجرى نه از رونق اين مركز دريائى يعنى مزون يا چنان كه در اين دوران خوانده مىشد صحار چيزى كاسته شد و نه بافت ايرانى آن تغيير يافت و در اين دوران هم اين مركز دريائى همچنان مركز بازرگانى و دريانوردى و كشتىسازى ايرانيان در اقيانوس هند و شبهجزيرهء عربستان باقى ماند و ايرانيان همچنان در آنجا به كسب و كار وآبادى و عمران مشغول بودند و تا قرن چهارم كه مقدسى آنجا را وصف كرده همچنان زبان آنجا فارسى و خود آنجا بزرگترين و آبادترين تمام بندرها و شهرهاى شبهجزيرهء عربستان بوده .
مقدسى در وصف جزيرة العرب كه تمام آن را به چهار بخش حجاز و يمن و عمان و هجر ( - بحرين ) تقسيم كرده گويد زبان آنها عربى است بجز صحار كه