آواى آنها و زبانشان فارسى است . اضافه مىكند كه بيشتر مردم عدن و جده هم ايرانيان هستند ولى زبانشان عربى است . « 1 »
در جاى ديگر صحار را كه خود او ديده چنين وصف مىكند « صحار قصبه ( - شهر مهم و اصلى ) عمان است و در درياى چين « 2 » در اين زمان بزرگتر و پرشكوهتر از آن نيست ، آباد و پرجمعيت و خوب و پاكيزه و خوش آب و هواست ، داراى ثروت و تجارت و انواع ميوهها و نعمتها است . از زبيد و صنعاء « 3 » برتر است . شهرى ظريف است با بازارهاى عجيب كه در كنارهء دريا گسترش يافته ، خانههاى آنجا از آجر و آهك ساختهشده با ساختمانهاى بلند و نفيس ، مسجد جامع اين شهر مشرف بر دريا است . منارهاى بلند و زيبا دارد و در انتهاى بازارها است . مردم اينجا چاههاى آب شيرين و قنات شيرين دارند و از هرلحاظ در رفاه و آسايشند . اينجا دالان چين و خزانهء شرق و عراق و كمك رساننده به يمن است و ايرانيان در آنجا غلبه دارند « 4 » . » قسمتى از همين مطالب را ياقوت هم در معجم البلدان از بشارى نقل كرده « 5 » . در كتاب استخرى هم كه مسالك الممالك را براساس كتاب صور الاقاليم ابن بلخى تنظيم كرده « صحار » را بهآبادى و عمران و گسترش بندرگاههاى تجارتى ستوده و او هم گفته است كه در تمام سواحل درياى فارس ( اين همان دريائى است كه مقدسى آن را درياى چين خوانده ) و در تمام سرزمين اسلام شهرى آبادتر و پرثروتتر از صحار نيست و گويد آنسان كه به من
هامش
( 1 ) . احسن التقاسيم ، ص 96 .
( 2 ) . مقدسى تمام دريائى را كه امروز اقيانوس هند مىخوانند و در قديم چنان كه از مسعودى و ابن حوقل نقل كرديم آن را درياى فارس مىخواندند گاهى درياى چين خوانده است .
( 3 ) . زبيد - شهر معروف و معتبرى بوده است در يمن در ساحل درياى سرخ بعد از باب المندب ( ابن خردادبه 85 - 147 ) كه فيروزآبادى مؤلف قاموس اللغة در آنجا وفات يافته و در همانجا به خاك سپرده شده . مقدسى كه خود زبيد را ديده آن را شهر مركزى تهامه وصف كرده و گويد آنجا زيستگاه پادشاهان يمن است و از عمران وآبادى آنجا تعريف كرده و گويد آبادتر از مكه است ( احسن التقاسيم 84 ) . و صنعا قرنها پايتخت يمن بوده و امروز هم پايتخت يمن شمالى است .
( 4 ) . احسن التقاسيم ، ص 92 .
( 5 ) . ياقوت 3 - 319 .