يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ )
: ( و هنگامى كه ارادهء امرى را كند پس همانا مىگويد : بشو و آن امر بدون درنگ موجود مىشود ) هنگامى كه ارادهء الهى محقّق و متجسّد شود و قضاى او بر امرى تعلّق گيرد ، با قول او كه بگويد بشو ، موجود مىگردد .
[ آيهء ( 123 - 118 ) مماثلت كفّار و اهل كتاب در عقايد ]
( 118 )
( وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ )
: ( و آنان كه آگاهى ندارند گفتند : چرا خدا با ما سخن نمىگويد و يا چرا معجزه و نشانهاى براى ما نمىآورد ) و آن را به خود ما نمىدهد ؟ مراد از ( الذين لا يعلمون ) مشركين هستند و در اين آيه اهل كتاب را با كفار و مشركين ملحق نموده است ، چون در فكر و عمل تفاوتى با هم ندارند ، و از نظر قلب و اعتقاد مشابه و از نظر فكرى مماثل مىباشند ، پس يهود در اين مرحله فضلى بر مشركين ندارند ،
( كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ )
: ( همچنين كسانى كه قبل از اينان بودند همين سخن اينها را مىگفتند و دلهاى اينان مشابه هم است ) چون يهود قبلا همين حرفها را به موسى عليه السّلام مىگفتند و نصارى نيز همين را به پيامبرشان مىگفتند و حالا هم كفّار و مشركين اين سخن را به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىگويند ، پس اينها طرز فكرشان يكى است و آن هم نپذيرفتن حق است ،
( قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ )
: ( و ما آيات را براى مردمى بيان كردهايم كه اهل يقين هستند ) پس آيات و نشانهها آشكار و روشن است ، اما جز كسانى كه ايمان و يقين دارند از آن آيات بهرهمند نمىشوند ، لذا آيات با اينكه مصداق يقينى هستند ، اما آنها يقين را نتيجه نمىدهند ، بلكه يقين است كه انسان را به آن نشانهها و آيات دلالت و راهنمايى مىكند .
( 119 )
( إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً )
: ( همانا ما تو را به حق به عنوان بشارت دهنده و انذار دهنده فرستاديم ) يعنى اى پيامبر ما تو را به حق مژده دهنده و بيم دهنده قرار دادهايم بدان كه اين كافران درك صحيح ندارند و به نجات و هدايت آنها اميدوار