از جانب خود خدا ، مثل اينكه خداوند هرگز خلف وعده نمىكند و نه از جانب غير او ، مثل اينكه خداوند را عاجز و مجبور به تغيير نظر نمايد ، و در آخر مىفرمايد : خداوند سميع و عليم است ، يعنى آنچه را مردم به لسان حاجت از او مىطلبند مىشنود و مىداند و اجابت مىكند و از اعمال شما نيز آگاه است .
( 116 )
( وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ )
: ( اگر بيشتر مردم روى زمين را اطاعت نمايى ، تو را از راه خدا گمراه نمايند ، آنها جز از گمان پيروى نمىكنند و جز اين نيست كه آنها تخمين مىزنند ) ، راه خدا راه علم و حكمت است و شامل احكام و قوانينى است كه سعادت بشر در گرو آنهاست و اين شرايع بايد از ناحيهء خدا اخذ شود و در آن جز به علم و يقين نمىتوان تكيه داشت ، امّا سير انسان در زندگى دنيويش و ارتباط شئون حياتى و اعمال او ، او را مجبور به اعتماد به ظنّ و تخمين مىنمايد به غير از چند نظريه كلّى كه اعتماد بشر در آنها به علم خالص و يقين محض مىباشد ، پس پيروى از اكثر مردم روى زمين در اخذ احكام و شرايع به گمراهى و ضلالت منجر مىشود ، چون اعتماد بشر در اخذ آنها بر اساس تخمين خواهد بود و ظنّ و تخمين هم انسان را به حقيقت نمىرساند
( إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً )
« 1 » ، ( همانا گمان چيزى از حقّ را افاده نمىكند ) ، در حالى كه سعادت انسان و رستگارى و نجاتش ، يا به عكس خسارت دائمى و هلاكتش چيزى نيست كه در خور عمل به ظنّ و گمان باشد و خداى سبحان به هيچ وجه ، جز به علم و يقين از بندگان راضى نمىشود و تنها ، عملى را مىپسندد كه بر اساس علم و يقين باشد ، خصوصا در امورى مربوط به نبوّت و كتاب و حكم ، همچنانكه فرموده :
( وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ )
« 2 » ، ( چيزى را كه به آن علم ندارى ، پيروى نكن ) .
هامش
( 1 ) - سوره نجم ، آيه 28 .
( 2 ) - سوره اسراء ، آيه 39 .