و كذب راه دارد و بعضى نيز گفتهاند : اينها در آرزويشان كاذب هستند ، چون اين آرزو محال و غير متحقّق است ، امّا اين توجيه قابل اعتنا نيست و مراد همان است كه گفته شد ، يعنى اينها اگر برگردند باز هم مرتكب همان مناهى مىشوند ، لذا در گفته خود صادق نيستند و دروغگو مىباشند .
( 29 )
( وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ )
: ( و گفتند : زندگى جز حيات دنيوى ما چيز ديگرى نيست و ما هرگز پس از مرگ زنده نخواهيم شد ) ، اين آيه انكار صريح مشركين نسبت به اصل معاد و فروع آن از قبيل احضار گواهان و اخذ اعتراف نسبت به آنچه انكار مىكردند مىباشد و لازمهء اين انكار ، پيروى آنها از هواى نفس و خودپرستى آنهاست .
( 30 )
( وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ )
: ( و اى پيامبر ، اگر آنها را در هنگامى كه در پيشگاه پروردگار ايستادهاند مشاهده كنى ، مىبينى كه پروردگارت به آنها مىگويد : آيا اين روز ، حقّ نبود ؟ مىگويند : چرا به پروردگارمان سوگند بر حق است ، خداوند مىفرمايد : پس بچشيد عذاب را به كيفر كفرى كه مىورزيديد ) ، اين آيه به منزلهء جوابى است از انكار آنان و لازمهء گفتار آنها را به صورت تمنّى خاطر نشان پيامبر گرامى خود مىسازد و آن لازمه ، اين است كه به زودى آنچه را كه با گفتن ، ( ما نحن بمبعوثين ) انكار مىكردند ، تصديق و اعتراف خواهند نمود و اين در حالى است كه در پيشگاه پروردگار خود مىايستند و آنچه را كه انبياء عليه السّلام در دنيا گوشتزد آنها مىكردند و مىگفتند ، پس از مرگ دوباره زنده خواهيد شد ، به عيان مشاهده مىكنند ، و « اذ وقفوا » همان تفسير معاد و حشر است .
و در آن روز بعث كه اينها منكرش بودند از ايشان سئوال مىشود كه آيا اين روز به حق نبود ؟ و آنها آن را با قسم تأكيد و تأييد مىكنند ، امّا خداوند مىفرمايد : پس بچشيد عذاب را به كيفر كفرى كه مىورزيديد و به سبب آنكه حقّ را پنهان مىداشتيد .