بستن بر خود است .
و امّا اينكه چطور در قيامت شركاء دروغى را نمىيابند ؟ براى اين است كه قيامت روزى است كه بر هر كس عيان مىشود كه امر و ملك و قوّت همگى از آن خداست و غير خدا جز ذلّت بندگى و فقر و حاجت چيزى ندارد
( وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ )
« 1 » ، ( در آن روز امر بدست خداست ) .
و در آن روز بر مشركان آشكار مىشود كه شركاى خيالى آنها فاقد وصف شركت و شفاعت هستند و تدبير و شفاعت فقط بدست خداست .
( 25 )
( وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ )
: ( از آنان عدّهاى هستند كه به حرفهاى تو گوش مىسپارند ، ليكن ما بر دلهاى آنها پردهاى افكندهايم كه از فهمشان جلوگيرى مىكند و گوشهايشان را سنگين كردهايم و اگر هر نشانهاى را هم ببينند باز ايمان به آن نمىآورند ، حتى وقتى هم كه نزد تو مىآيند غرضشان جدال است و لذا كسانى كه كافر شدند ، مىگويند : اينها جز همان افسانههاى قديمى نيست ) ، ( اكنّه ) يعنى چادر و پردهاى كه چيزى را در آن پنهان مىكنند و ( وقر ) به معناى سنگينى گوش است و ( اساطير ) جمع اسطوره به معناى مجموعه و منظومهاى از دروغ و كذب و خدعه مىباشد .
در اين آيه به ذكر علّت مخالفت مشركان با حق مىپردازد و آن چيزى نيست جز اعمالشان ، يعنى اعمال زشت آنها موجب شده كه خداوند بر دلهايشان پردهاى بيافكند و گوشهايشان را سنگينى اندازد تا حق را درك نكنند و در واقع خوى زشت و استكبارى آنها باعث مىشود كه خدا هم آنها را هدايت نكند و لذا چشمهايشان از ديدن حق ، كور
هامش
( 1 ) - سوره انفطار ، آيه 19 .