تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
مىگوييم : كجا هستند شريكانى كه شما مىپنداشتيد ؟ ) ، يعنى به ياد آور روزى را كه علم و قدرت پروردگار از احدى از مردم تخلّف نكرده و محيط بر همهء آنان است و به زودى همهء آنها را به حساب درآورده و محشورشان مىكند و در آن روز از ظالمان و مشركان سئوال مىشود ، كجا هستند آن شريكانى كه شما براى خدا قائل بوديد و چون آنها شركائى براى پروردگار نمىيابند ، تا حاضرشان سازند ، لذا شرك خود را انكار كرده و به دروغ به خدا سوگند مىخورند و اگر ستمكاران در شركائى كه براى خدا اتخاذ كردند رستگار بودند ، در آن روز شركاء را يافته و شرك خود را تكذيب نمىكردند ، بلكه بر طبق ادّعاى خود آنها را شفيع خود قرار مىدادند . ( 23 )
( ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ )
: ( آنگاه عذرى نخواهند داشت ، جز آنكه بگويند به خدا كه پروردگار ماست قسم مىخوريم كه ما مشرك نبوديم ) ، يعنى جواب آنها در برابر اين آزمايش و سئوال جز اين است كه بگويند : به خدا قسم ما مشرك نبوديم و يا اعتذار و عذر تراشى آنها چيزى جز اين نيست كه تكذيب شرك خود را نمايند و اين قسمى كه به خدا مىخورند سوگندى دروغ است كه ضرر آن بر ضدّ و عليه خود آنها خواهد بود . ( 24 )
( انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ )
: ( بنگر چگونه بر خودشان دروغ مىبندند و چطور آنچه افترا مىبستند ، نمىيابند ) ، يعنى در قيامت مشركان بر خود دروغ مىبندند و شركائى را به دروغ و افتراء براى خدا قائل بودند نمىيابند . امّا اينكه چطور بر خود دروغ بستند ؟ چون وقتى كه سوگند خوردند كه ما هرگز مشرك نبوديم ، در حقيقت ادعايى را كه در دنيا مىكردند ( و مىگفتند : براى خدا شركائى هست ، و زير بار هيچ حجّت و برهانى هم نمىرفتند ) ، انكار كرده‌اند و اين همان دروغ