تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
حقيقتا مطلوب باشد ، نه در خيال و تصوّر ، چون فلاح يعنى شكافتن و رسيدن به سعادت و سعادت دنيوى در بقاء و توانگرى و عزّت است و سعادت اخروى نيز به داشتن : ( 1 - بقاء بدون فناء ، ( 2 - غناى بدون فقر ، ( 3 - عزّت بدون ذلّت ، ( 4 - و علمى است كه در آن جهل راه نيابد . و نظام عالم چنين است كه رسيدن به هر غايتى ، طريق مخصوصى دارد كه جز از آن طريق به هدف مورد نظر نمىتوان رسيد . از همين نظام عالم ، آراء و عقايدى كلّى براى نوع بشر پديد آمده كه ملاك ساير عقايد بشرى مىباشند ، مانند عقيده به مبداء و معاد و اين همان راهى است كه انسان را به سعادت ابدى مىرساند و جز اين راه ، راه ديگرى براى رسيدن به سعادت وجود ندارد و انحراف از اين راه ( كه همان ظلم است ) انسان را به آرزويش نمىرساند و به فرض هم كه برساند ، دوام نمىيابد ، پس عقايد ، راههايى هستند كه اگر در مسير عدالت باشند ، انسان را به هدف و سعادت مىرسانند و اگر از مسير عدل خارج شوند موجب خسران مىگردند و ظالم چه بسا قدرت دروغين خود را براى رسيدن به هدفى غير مشروع به كار ببرد ، به اين وسيله با عقايد حقّه و توحيد خداى سبحان مخالفت نمايد و يا به جان و مال مردم تجاوز كند و يا خداوند را در عبادتش معصيت نمايد و يا مرتكب بعضى از گناهان مثل دروغ و نيرنگ و افتراء شود و بوسيله انجام اين اعمال ظاهرا به مقصد خود برسد ، همهء اينها ممكن است ، امّا بايد دانست كه چنين كسى در دنيا و آخرت خود را زيانكار ساخته و سعى و كوشش يك عمر خود را به هدر داده ، چون طريقهء او در دنيا راه هرج و مرج و اختلال نظام بوده ، پس نظام بشرى با اين ظلم مقابله مىكند و لذا ظلم او دوام نمىيابد ، امّا ظلم او در صحيفهء اعمالش ثبت شده است و در قيامت طبق آن نامه ، كيفر ديده و به سزاى اعمالش خواهد رسيد . ( 22 )
( وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ )
: ( و روزى كه همهء آنها را گرد آوريم ، آنگاه به آنهايى كه مشرك شدند ،