نزولش تا قيام قيامت به نفع حق و عليه باطل احتجاج مىكند و قرآن بر هر كسى كه الفاظ آن را بشنود و معنايش را بفهمد و به مقاصدش پى ببرد و يا كسى برايش ترجمه و تفسير كند ، حجّت است .
بعد از آنكه شهادت خداى را كه بزرگترين گواه بر رسالت پيامبر است ذكر فرمود ، كه او نيز مردم را جز به دين توحيد دعوت نمىكند ، اينك به نبى خود دستور مىدهد كه از آنان به طور استعجاب و انكار بپرسد ، آيا باز هم به تعدد إله شهادت مىدهند ؟ و اين معنا از كاربرد ( ان ) و ( لام ) كه حروف تأكيد هستند به خوبى استفاده مىشود ، سپس به ايشان دستور مىدهد كه با آنان در شهادت نابجائى كه دادهاند مخالفت نموده و آن را از خود نفى نمايد و آنگاه مىفرمايد :
( قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ )
و اين همان شهادت بر وحدانيّت خداى متعال و برائت از شرك و شريكانى است كه مشركان مدعى آن بودند ، چون
( إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ )
« 1 » ، همانا شرك ظلمى بزرگ است .
( 20 )
( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ )
: ( آنان كه ما به آنها كتاب داديم ، رسول اللّه را مىشناسند ، همچنانكه فرزندان خود را مىشناسند و كسانى كه به نفس خود ضرر زدهاند ، آنها ايمان نمىآورند ) ، اين آيه خبر مىدهد از شهادتى كه خداى سبحان در كتب آسمانى اهل كتاب بر نبوّت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و إله و سلم داده و علماى آنان هم از اين شهادت اطلاع كافى دارند ، زيرا كتابهايى كه از انبياء عليه السّلام بر جاى مانده و مشتمل بر بشارتهاى پىدرپى و غير قابل تشكيك دربارهء آمدن رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و اوصاف اوست ، هم اكنون نزد آنان موجود است .
بنابراين آنها با علم به اين اوصاف همانگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را مىشناسند كه پدران ،
هامش
( 1 ) - سوره لقمان ، آيه 13 .