وسائطى باشند براى حدوث و ايجاد حوادث و اوست كه مسبّبات را از آثار اسباب متأثر مىكند ، و اين علّت و معلولها هر چه باشند مجبور به قبول آثارى هستند كه خداوند فعل آن را از يكى و انفعال را از ديگرى خواسته است ، لذا تمامى آنها مقهور خداى سبحان هستند و او قادر بر همهء آنهاست ، و لفظ ( قاهر ) از اسمائى است كه هم بر خداى متعال اطلاق مىشود و هم بر سلسلهء اسباب صادق است ، الّا اينكه بين قهر او و قهر اسباب فرق است ، چون در قهر و غلبه اسباب و مسبّبات ، قاهر و مقهور از جهت مرتبهء وجودى و درجهء هستى با هم برابرند ، امّا قهر و غلبه خداى سبحان بر مخلوقات قهرى است به تفوّق و احاطهء مطلق و او غالبى است برتر و غالب بر همهء موجودات و حكيمى است كه هرگز از روى گزاف و بيهوده و از روى جهل عمل نمىكند و خبيرى است كه هرگز خطا نمىكند و دچار اشتباه نمىگردد .
[ آيهء ( 20 - 19 ) انذار و تخويف در دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم ]
( 19 )
( قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ )
: ( اى پيامبر ، بگو : چه چيزى در شهادت بزرگتر است ؟ ( كه من او را براى شما گواه بر رسالت خود بياوريم ) بگو خداى تعالى گواه بين من و شما است و اين قرآن به من وحى شده كه شما و هر كه را كه اين قرآن به گوشش بخورد انذار كرده هشدار دهم ، آيا باز هم شما شهادت مىدهيد كه با خداى تعالى خدايان ديگرى هست ؟ بگو من كه چنين شهادتى نمىدهم ، بگو حقّ مطلب همين است كه او معبودى است يگانه و به درستى كه من از هر چه كه شما شريك خدايش پنداشته ايد بيزارم ) ، اين آيات در صدد احتجاج بر مسأله وحدانيّت خداى تعالى از راه وحى است و حال آنكه اين مسأله از مسائل عقلى مىباشد ، و ليكن اين جهت باعث نمىشود كه نتوان آن را از طريق وحى صريح و قطعى هم اثبات نمود ، چون غرض از برهان عقلى هم جز تحصيل يقين چيز ديگرى نيست و وحى الهى نيز به طريق اولى ايجاد يقين