مىكنند داناتر است ) ، خداى تعالى در اين آيه از نفاق درونى آنان خبر مىدهد و اشاره مىكند به پليديهائى كه در هنگام برخورد با مسلمين در دل نهان دارند و مىفرمايد : اينها وقتى به شما مىرسند ، مىگويند : ما ايمان داريم ، در حالى كه هنگام ورود و خروجشان با حالت كفر هستند و فقط ادّعاى ايمان مىكنند ، و گرنه در همه حال كافرند و تغييرى نكردهاند و اينها منافقينى هستند كه خداوند به نفاق درونى آنها و كفرى كه مخفى مىكنند عالم و آگاه است .
( 62 )
( وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ )
: ( بسيارى از آنها را مىبينى كه به سوى گناه و دشمنى و رشوه خوارى مىشتابند ، راستى كه چه اعمال بدى مرتكب مىشوند ) ، منظور از ( اثم ) و گناه چنانچه از آيه بعدى استفاده مىشود همان خوض و خردهگيرى و عيبجوئى در آياتى است كه بر مؤمنين نازل شده و ( عدوان ) در اينجا يعنى تعدّى از حقّ و اين از مصاديق كفر زبانى و قولى است ، پس خوض و عيب جوئى در معارف دين موجب كفر و فسق مىشود و ( اكلهم السّحت ) منظور گناهان عملى و تعدّى نسبت به مؤمنين ، مثل ربا خوارى و رشوه است و اين گناهان سه گانهاى كه در اين آيه نام برده شده ، گناهانى است كه نسبت به ساير گناهان زبانى و عملى ايشان كلّىتر است و در حقيقت نمونهايست از گناهان بسيارى كه در آنها هست و اينها اعمال زشتى بود كه اينها مرتكب مىشدند و علماى آنها هم ايشان را راهنمايى و نهى نمىكردند و خداوند به همين سبب در آيه بعدى آنها را توبيخ مىفرمايد .
( 63 )
( لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ )
: ( چرا علماى ربّانى يهود و نصارى آنها را از گفتارهاى گناه و رشوه خوارى نهى نمىكنند ؟ راستى چه رفتار بدى مىنمايند ) ، منظور از ( ربانيّون ) چنان كه گفتيم افرادى است كه از غير خدا بريدهاند و به خدا پيوستهاند و منظور از ( احبار ) علماى