تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
( 36 )
( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذابِ يَوْمِ الْقِيامَةِ ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ )
: ( همانا كسانى كه كفر ورزيدند ، اگر تمامى آنچه در زمين است با يك برابر مثل آن تحت مالكيتشان باشد و در قيامت بخواهند با فدا كردن آن از عذاب رها شوند ، هرگز از آنها پذيرفته نمىشود و برايشان عذابى دردناك مىباشد ) ، يعنى هيچ بدل و عوضى نيست كه جاى تقوى و ابتغاء وسيله و جهاد در راه خدا را بگيرد ، پس كسانى كه كافر شدند و در نتيجه تقوى و تهيه وسيله براى درگاه خدا و جهاد در راه او را ناديده گرفتند ، اگر فرضا تمامى آنچه در زمين است ( و اين عادتا منتهاى آرزوى بنى آدم است ) بلكه دو برابر آن را هم داشته باشند و بخواهند آن را براى بر طرف كردن عذاب روز قيامت بدهند ، هرگز از آنها پذيرفته نمىشود و عذاب دردناك هرگز از آنها جدا نخواهد شد . ( 37 )
( يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ )
: ( آنها به اصرار مىخواهند كه از آتش خارج شوند ، ولى خارج نخواهند شد و برايشان عذابى پايدار مىباشد ) ، يعنى على رغم ميل و كوشش بسيار آنها از آتش و عذاب خارج شدنى نيستند ، چون عذاب آنها پايدار و جاودان است و تا ابد از آن جدا نمىشوند ، لذا اوّلا ) : عذاب چيزى است كه لازمهء اين افراد و اصل در سرنوشت آنهاست و تنها عاملى كه مىتواند انسان را از آن دور كند ، همانا ايمان و تقوى است و ثانيا ) : فطرت اصلى انسان نسبت به تألم از آتش هرگز در انسانها از كار نمىافتد ، بنابراين هرگز روزى نمىرسد كه انسان از در آتش بودن معذّب نشود و براى بيرون آمدن از آن تلاشى نكند . ( 38 )
( وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )
: ( دستان مرد دزد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‌اند و بواسطه و مجازاتى از ناحيهء خدا ، قطع كنيد و خدا مقتدرى شكست ناپذير و حكيم است ) ، ( واو ) در