باعث ساقط شدن حدّ شرعى و قصاص او نمىشود و اينكه
( فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )
كنايه است از برداشته شدن حدّ از آنان در صورتى كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد و اين آيه از مواردى است كه مغفرت و آمرزش خدا به غير امر اخروى تعلّق گرفته است ، يعنى صرف توبه قبل از دستگيرى باعث آمرزش و ساقط شدن حدّ از او مىشود و لازم نيست خود را به محكمه معرفى كند تا حكم بر او جارى گردد .
( 35 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا پروا كنيد و در جستجوى وسيلهاى براى تقرب به او باشيد و در راه او جهاد كنيد ، باشد كه رستگار شويد ) ، ( وسيله ) به معناى رساندن خود به چيزى است با ميل و رغبت و حقيقت وسيلهء به درگاه خدا مراعات راه خداست به اينكه اوّلا ) : به احكام علم بيابى ، و ثانيا ) : به بندگى او بپردازى و ثالثا ) : در جستجوى مكارم و عمل به مستحبّات شريعت باشى و اين وسيله معنائى نظير قربت و نزديكى را دارد ، چون هيچ رابطهاى بين بنده و پروردگارش جز ذلّت عبوديّت و بندگى نيست و قهرا ابتغاء وسيله يعنى اينكه انسان حقيقت عبوديّت را در خود تحقق دهد و منظور از جهاد در راه خدا مطلق جهاد است ، اعم از جهاد با نفس و جهاد با كفّار ، همچنانكه وسيله نيز مطلق هر چيزى بود كه بنده را به پروردگارش مرتبط و نزديك سازد ، و امر به جهاد در راه خدا بعد از امر به طلب وسيله به سوى خدا ، از باب امر به خاص بعد از امر به عامّ مىباشد تا اهتمام گوينده را نسبت به خاص بفهماند ، همچنانكه امر به ابتغاء وسيله بعد از امر به تقوى نيز ذكر خاص بعد از عامّ است ، چون وسيله معنايى خاصتر از تقوى دارد ، چه بسا كسانى كه كمال تقوى را دارند ، امّا به خاطر نداشتن وسيله ( كه مصداق اعلاء و اتّم آن ولايت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و ائمه دين عليه السّلام است ) به رستگارى نمىرسند و تنها راه رسيدن به رستگارى ابتغاء وسيله به سوى خدا و عبادت اوست .