تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
سزاى ستمكاران است ) ، ( تبؤا ) يعنى ( ترجع ) يعنى هابيل به قابيل مىگويد : وقتى از قتل من فارغ شوى با گناه من و گناه خودت برمىگردى ، يعنى قاتل گناه مقتول را هم به دوش مىكشد و در نتيجه مقتول در حال برائت و بىگناهى خدا را ملاقات مىكند و اين معنا منافاتى با آيهء
( أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى )
« 1 » ، ( هيچكس بار گناه ديگرى را حمل نمىكند ) ، ندارد ، چون اين مسأله از احكام عقل نظرى نيست تا عقل حكم به محال بودنش بكند ، بلكه از احكام عقل عملى است كه در ثبوت يا تغييرش تابع مصالح جامعه بشرى است و در اين مورد چون قاتل با كشتن فردى از جامعه باعث مىشود كه اجتماع به حقوقش نرسد ، لذا جامعه حق دارد تمامى اعمال صالح و خدمات سودمند قاتل را ناديده بگيرد و قاتل با قتل خود گناهان مقتول را هم به دوش مىكشد ، امّا اين به آن معنا نيست كه گفته شود ، هابيل گذاشت برادرش او را بكشد تا او شقى و معذّب شود ، امّا خودش سعيد و خوشبخت بماند و يا بگوئيم ، مظلوم اگر بخواهد ظالم بار گناهش را بدوش بكشد ، بايد فقط صبر كند و از حقّ خود دفاع نكند ، اين سخنها از روى نادانى است ، چون اين عمل يارى و اعانت بر گناه و ظلم مىباشد و اين عمل خود گناه و ظلم محسوب مىشود و در اين صورت مظلوم در گناه ظالم شريك مىگردد ، كما اينكه خداوند مىفرمايد :
( وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ )
« 2 » ، ( كسى كه بعد از ظلمى كه به او شده ، براى انتقام يارى طلبد ، بر او هيچ طريقى براى مؤاخذه نخواهد بود ) . و مسلّم است كه نتيجه گناه آتش دوزخ است و همين سزاى ستمكاران است ، كسانى كه ظلم كردند ، فكر نكنند كه به سوى خدا باز نمىگردند . ( 30 )
( فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ )
: ( پس دلش براى كشتن برادرش رام شد و او را كشت و در نتيجه از زيانكاران گشت ) ، يعنى نفس او به
هامش
( 1 ) - سورهء نجم ، آيه 38 . ( 2 ) - سوره شورى ، آيه 41 .