كارهاى خير و يا قولى از اقوال باشد ، از قبيل اظهار شكر در برابر ولىّ نعمت و ستودن او به ذكر و خلاصه تقدير كردن از منعم به نحوى كه ساير اهل نعمت تشويق شوند به اينكه مانند ولىّ نعمت ما كارهاى خير بكنند .
و يا آن را مخفى كنيد براى آنكه اين عمل از ريا دور تر باشد و به خلوص نزديكتر شود و يا از ديگران گذشت كنيد و عمل زشت ديگران را بپوشانيد ، يعنى نگوييد چه كسى به شما بدى كرده است و يا در مقام عمل تلافى نكنيد ، در اين صورت خود را به صفت الهى آراستهايد ، چون خداوند على رغم توانايى و قدرت بر انتقام گرفتن از بد كاران اغلب از بديهاى آنان درمىگذرد و عفو مىنمايد و اين از صفات كماليّه است .
[ آيهء ( 152 - 150 ) لزوم ايمان به همه رسولان الهى ]
( 150 )
( إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا )
: ( همانا كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مىورزند و مىخواهند بين خدا و پيامبران او تفرقه اندازند و مىگويند ما به بعضى از آنها ايمان داريم و به بعضى كافر هستيم و مىخواهند راهى ميان اينها داشته باشند ) ، منظور از اين كفّار در اينجا اهل كتاب يعنى يهود و نصارى مىباشند كه يهود به موسى عليه السّلام ايمان مىآورند ، امّا به عيسى عليه السّلام و محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم كفر مىورزند و نصارى به موسى و عيسى عليه السّلام ايمان دارند ، امّا به محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم كفر مىورزند ، و اين دو طائفه مىپندارند كه به خدا و بعضى رسولان او كفر ورزيدهاند ، چون به بعضى از پيامبران الهى ايمان دارند ، امّا خداوند مىفرمايد : نمىتوان بين خدا و پيامبران الهى تفرقه انداخت ، چون همهء آنها فرستاده خدا هستند و كسى كه به يكى از آنها كافر شود در واقع به خداى متعالى كفر ورزيده است .
امّا اينها نمىفهمند و مىخواهند راهى متوسط بين ايمان به خدا و همهء رسولانش و ميان كفر به خدا و همهء رسولانش اتخاذ كنند ، يعنى به بعضى پيامبران ايمان آورده و به بعضى كفر بورزند ، در حالى كه بسوى خدا هيچ راهى نيست ، جز يك راه و آن عبارت