شهادت اعراض كنيد و شهادت ندهيد در هر صورت خداى متعال اعمال شما را مىبيند و به آنها آگاه است و جزاى شما را خواهد داد و اين براى تحذير و تهديد است كه مبادا مردم مرتكب چنين اعمالى بشوند .
[ آيهء ( 147 - 136 ) مسأله منافقان و كفّار و قاعده نفى سبيل ]
( 136 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً )
: ( اى كسانى كه اجمالا ايمان آوردهايد ، به طور تفصيل و حقيقى به خدا و رسول او و كتابى كه بر او نازل شده است و كتابى كه قبل از آن نازل كرده ايمان بياوريد و كسى كه به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و به روز جزا كفر بورزد ، در گمراهى دور از حق افتاده است ) ، مراد از ايمان اوّل ايمان اجمالى و سر بسته است ، امّا مراد از ايمان دوّم ايمان به تفاصيلى است كه در آيه بيان شده است ، چون اين جزئيات معارفى هستند كه به يكديگر مرتبط و وابستهاند و هر يك مستلزم بقيه است و ايمان به يكى از آنها تمام نمىشود ، مگر با ايمان به همهء آن معارف پس اگر به بعضى از آنها ايمان بياورند و به بعضى ديگر كفر بورزند در حقيقت به همه كفر ورزيدهاند ، منتها اگر علنى باشد ، كافر و اگر باطنى باشد ، منافق خواهند بود و يكى از مصاديق ، نفاق اين است كه مؤمنى كه اظهار ايمان مىكند روش و مسيرى را پيش بگيرد كه در آخر منتهى به ردّ بعضى از آن معارف و احكام بشود ( مثلا از مجتمع مؤمنين كنار بكشد و به مجتمع كفّار نزديك گردد و با آنها اظهار مودّت و دوستى نمايد و خردهگيريهاى آنها به اهل دين و ايمان را تصديق نمايد و استهزاهاى آنها نسبت به حقّ و اهل حق را بپذيرد ) لذا ايمان تفصيلى به خدا مستلزم ايمان به روش الهى مطابق لسان انبياء الهى و كتابهاى آسمانى است و آيه صراحتا دلالت مىكند به حكم به كفر كسى كه به هر يك از معارفى كه در آيه ذكر شده كفر بورزد ، چون اين مجموعه در ارتباط مستقيم با يكديگر هستند و به هيچ وجه قابل انفكاك و تفرّق نمىباشند .