الهى را بجا نياورند ، او مىتواند به خواستهء خود آنها را نابود سازد و قوم ديگر را ايجاد نمايد كه خواستهء او را عملى كنند ، چون او بر اين امر قادر است و در روايتى كه در تفسير بيضاوى آمده ، نقل شده كه وقتى اين آيه شريفه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نازل شد ، دست مبارك خود را به پشت سلمان فارسى زده و فرمودند : آن قومى كه مىآيند و در قبول اسلام و استجابت دعوت حق تعالى از اعراب پيشى مىگيرند ، قوم اين مرد هستند .
( 134 )
( مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً بَصِيراً )
: ( هر كس كه پاداش دنيوى را بخواهد پس بداند پاداش دنيا و آخرت هر دو در نزد خداست و خداوند همواره شنوا و بيناست ) در اين آيه مىفرمايد : كسانى كه تقوى را ترك كنند و سفارش الهى را ناديده بگيرند ، و هدفشان هم جلب پاداشهاى مادّى و درآمدهاى دنيوى باشد ، بايد بدانيد كه اشتباه بزرگى كردهاند ، چون هم پاداشهاى دنيوى و هم پاداشهاى اخروى در نزد خداست و با اين حال اينها چرا كوته نظرى مىكنند و نظر خود را به آنچه پست و بىمقدار است ، مىدوزند و از آنچه شريفتر و ارزشمندتر است چشم پوشى مىنمايند و يا حداقل چرا هر دو نوع پاداش را نمىخواهند و در طلب آنها كوشش نمىكنند ؟ اين نظر بعضى از مفسّرين است ، امّا آنچه روشنتر به نظر مىرسد آنست كه مراد از ثواب دنيا و آخرت ، سعادت دنيا و آخرت با هم مىباشد و اين امر هم تنها نزد خداست ، پس بندهء خدا بايد بوسيله تقوى به درگاه خدا تقرب بجويد و حتّى كسى كه سعادت دنيوى و پاداش مادّى را در نظر دارد ، باز هم آن را بايد از خدا بخواهد .
و چون سعادت دنيا و آخرت از غير مسير تقوى براى انسان حاصل نمىشود و تقوى هم جز از طريق عمل به احكام دين خدا حاصل نمىگردد ، با اين حال چگونه تصوّر مىشود كه كسى جز از طريق افاضهء خداوندى به ثواب و سعادت برسد ، با اينكه تنها خدا سميع و بصير است از حاجت خلق با خبر و بينا و دعاى آنان را شنوا است .