دارد ( مانند قتل نفس بناحق و سرقت . . . ) و آنگاه معصيت خود را به بىگناهى تهمت بزند ، همانا مرتكب افتراء و بهتانى آشكار شده است ، همچنانكه اگر كسى شخصى را بدون اطلاع مورد هدف تير اندازى قرار دهد اين عمل بار سنگينى به دوش او مىگذارد ، كه او را از هر خيرى در تمام زندگيش باز مىدارد و محروم مىسازد و هرگز از دوش او نمىافتد و اين تشبيه را با دو استعاره لطيف بيان نموده است .
( 113 )
( وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ )
: ( و اگر فضل و رحمت خداوند شامل حال تو نبود ، همانا طائفهاى از كفّار سعى مىكردند كه تو را گمراه كنند ، هر چند كه جز خودشان كسى را گمراه نمىكنند و ذرّهاى به تو ضرر نمىرسانند . . . ) يعنى كفّار تصميم گرفتند كه پيامبر را راضى كنند به اينكه از همان افراد خائن دفاع كند ، امّا اينها در اين تصميمى كه گرفتهاند گمراهند ، چون اين تصميمشان عين معصيت است و هر معصيتى ، ضلالت و گمراهى است ، پس در واقع گمراهى جز از نفس خودشان به غير تجاوز نمىكند و با جمله بعدى قاطعانه هر گونه ضرر و آسيبى از ناحيهء افعال و گفتار آنان را از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نفى مىنمايد و مىفرمايد : آنها هيچ ضررى به تو نخواهند رسانيد ،
( وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً )
: ( چون خداوند بر تو كتاب و حكمت فرو فرستاده و آنچه را نمىدانستى به تو تعليم داده است و فضل خدا بر تو بسيار بزرگ مىباشد ) ، و اين انزال حكمت و كتاب از جانب خداوند ، مانع از تأثير آن افراد در گمراه نمودن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم است كه ملاك در عصمت آن حضرت نيز مىباشد و همچنين علمى كه خداوند به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم افاضه نموده است او را به عصمت مىرساند و لذا مانع از گمراه شدن ايشان مىگردد ، و در آخر مىفرمايد : اين انزال كتاب و حكمت و علم منجر به عصمت همه فضلى بزرگ از ناحيهء خداست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بايد بابت آنها از درگاه الهى امتنان و شكرگزارى نمايد .