تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم همواره بر طبق حقّ حكم مىنمايد . ( 106 )
( وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً )
: ( و از خدا آمرزش بخواه ، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است ) استغفار يعنى طلب ستر و پوشاندن آنچه در طبيعت انسان از امكان حيف و ميل نمودن حقوق ديگران و تمايل به هواهاى نفسانى وجود دارد و همچنين طلب آمرزيدن آنها و آيات بعدى دلالت مىكنند كه خداوند رسولش را به گوهر عصمت آراسته نموده است ، و اين مطلب آنچه را بعضى مفسّران ، دربارهء اينكه اين آيه امر به استغفار پيامبر از دفاع كردن از دزدى كه متّهم شده بود ، گفته‌اند ، نفى مىكند ، پس امر به استغفار به شخص پيامبر در اينجا ، نه به معناى طلب آمرزش گناهان بلكه به معناى آنست كه پيامبر از خداوند طلب كند تا آنچه در طبيعت انسان وجود دارد كه بواسطهء آن ممكن است ، حقوق ديگران را غصب كند و به سوى تمايلات نفسانى مايل شود بيامرزد . ( 107 )
( وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً )
: ( و از آنهايى كه به نفس خودشان خيانت مىكنند ، دفاع نكن كه خدا كسى را كه خيانتكار و گنه پيشه باشد دوست نمىدارد ) بعضى مفسران گفته‌اند نسبت خيانت به نفس به جهت آنست كه و بال خيانت عايد نفس مىشود و يا براى اين است كه به طور كلى هر معصيتى خيانت به نفس محسوب مىگردد ، امّا معناى درست‌تر آنست كه بگوئيم مؤمنان همه مانند يك نفس واحده هستند و مال همه در واقع گويا يك مال واحد است ، پس بر همهء آنها حفظ آن و نگهدارى آن مال از تباه شدن واجب است ، بنابراين تعدّى و تجاوز يك نفر به ديگران در امورى مانند سرقت ، در واقع خيانت به نفس خود محسوب مىشود . همچنين كلمه ( خوّان ) و ( خائن ) چون اسم فاعل هستند دلالت بر ثبوت و دوام دارند ، لذا آنها مستمر در خيانت هستند و گنهكارى براى آنها امرى ثابت مىباشد و