تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
در مقابل جملهء قبلى
( أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
قرار گرفت تا شامل هر دو قسم غيب ، يعنى غيب داخل در عالم ارضى و سماوى و غيب خارج از آن بشود و تقيد جمله
( كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ )
به قيد
( كُنْتُمْ )
به اين معنا اشعار دارد كه در خصوص خلقت و خلافت آدم اسرارى مكتوم و پنهان بوده است ، همچنانكه در آيه بعدى هم مىفرمايد :
( فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ )
( پس سجده كردند جز ابليس كه تكبر كرد و او از كافران بود ) ، يعنى مىرساند كه ابليس قبل از ايجاد آدم هم كافر بوده و سجده نكردن و مخالفتش ناشى از مخالفت باطنى و مكتوم وى بوده است ، پس خداوند مىفرمايد : من آن مخالفت باطنى و مكتوم را هم مىدانم . ( 34 )
( وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا )
: ( و زمانى كه به ملائكه گفتيم سجده كنيد آدم را پس سجده نمودند ) ، توضيح آنكه عبادت آنست كه عبد خود را در مقام عبوديّت و بندگى قرار دهد و آن را با اطاعت اثبات كند و عبادت اظهار مولويّت مولى در همه امور است و هر زمان اين اظهار شديدتر باشد عبوديّت تعيّن بيشترى مىيابد و از واضح‌ترين مظاهر عبوديّت سجده كردن است ،
( إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ )
: ( جز ابليس كه ابا كرد و تكبر ورزيد و او از كافران بود ) ، پس سجده ملائكه براى آدم اطاعت امر خدا بود و اظهار عبوديّت به او و ابا كردن ابليس با عبوديّت منافات داشت ، پس ابليس كفر باطنى خود را ظاهر نمود . ( 35 )
( وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ )
: ( گفتيم اى آدم تو و همسرت در بهشت مسكن گيريد ) ، به تحقيق آدم عليه السّلام براى زندگى كردن در زمين آفريده شده بود تا خليفهء خدا در زمين باشد و روش استقرار در زمين همان برترى او بر ملائكه بود كه اثبات شد و خداوند آنها را امر به سجود براى تعظيم آدم نمود ، پس او را براى مدتى وارد بهشت كردند و آنها را از درخت ممنوع منع و نهى نمودند تا آنگاه كه از آن