دادهاند و چون مؤمن هستند و ايمان همه نسبها و اسباب قوميّت را ابطال مىسازد ، لذا تنها رابطهء عقيدتى معتبر است و مؤمنين بايد به نجات آنها اقدام كنند و آنها آنقدر ايمان محكمى دارند كه تنها از خدا طلب يارى مىكنند تا براى آنها ولى و ياورى قرار دهد ، امّا از خود آن ولى و ياور استمداد نكردهاند ، بلكه فقط خدا را طلب كردهاند .
( 76 )
( الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ )
: ( كسانى كه ايمان آوردهاند در راه خدا جهاد مىكنند و كسانى كه كفر ورزيدند ، در راه طاغوت مبارزه مىكنند ) در اين آيه مقايسهاى است بين مؤمنين و كافرين كه راه مؤمنان منتهى به خداى سبحان مىشود ، به خلاف راه كفّار كه به طاغوت منجر مىگردد و در نتيجهء اين بيان ، مؤمنين به قتال با كفّار تحريك مىشوند ،
( فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً )
: ( پس اى مؤمنان با ياران شيطان پيكار كنيد كه همانا مكر شيطان همواره ضعيف بوده است ) چون كفّار از ولايت خداى تعالى خارج شدهاند ، پس هيچ مولايى ندارند جز همان شرك و كفرشان و او همان شيطان است كه كيد او نيز ضعيف مىباشد ، يعنى روش كفّار همان روش طاغوت است كه همان كيد شيطان مىباشد و اين رويّه هم چيزى جز ضعف نيست ، چون آنها در مقابل خدا و راه او ايستادهاند ، در حالى كه خدا قادر مطلق است
( أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً )
« 1 » ، و از طرف ديگر هيچ تنافى بين ضعف كيد شيطان نسبت به راه خدا و قوّت شيطان نسبت به افراد هواپرست وجود ندارد ، چون از سوى ديگر كيد شيطان در مقابل مؤمنين كه مجهز به كيد الهى هستند بسيار ضعيف مىباشد .
[ آيهء ( 80 - 77 ) توصيف كسانى كه اعتراض به حكم قتال دارند ]
( 77 )
( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً )
: ( آيا
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 165 .