تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
ضعف و علم و جهل و زيركى و نادانى و رياست و مرئوسيّت و برترى و پستى ) با هم متفاوت مىباشند و اين تفاوتها مختص به زن و مرد نيست ، بلكه در كليه افراد اجتماع جريان دارد ، لذا حكمى كه از مذاق اجتماع سالم و فطرى منبعث مىشود آنست كه هر كس در عين استقلال به ديگران ستم نكند و حد و حدود خود و ديگران را بشناسد و اين يعنى معاشرت نيكو و معروف . و مىفرمايد : اگر از زنانتان كراهت هم داشتيد باز هم معاشرت معروف را با آنها داشته باشيد و آن را ترك نكنيد ، در اين عبارت يك امر مسلم و معلوم را به صورت مشكوك و محتمل اظهار نموده تا از برافروخته شدن آتش تعصّب در مخاطب جلوگيرى نموده و آن را تحريك نكند . در تفاسير وارد شده است كه در جاهليّت هر وقت شخصى فوت مىكرد و همسرى داشت ، هر كس جامه‌اى بر سر او مىانداخت مىتوانست او را بدون هيچ مهريه‌اى به همسرى خود بگيرد و در واقع او را به ارث مىبردند . پس زمانى كه ابو قيس ابن سلت فوت كرد ، محصن پسر ابو قيس لباس خود را بر سر همسر پدرش انداخت و او كبيثه دختر معسر بن معبد بود ، پس او را به ارث به نكاح گرفت ، و او را به حال خود گذاشت و نه با او نزديكى مىنمود و نه نفقهء او را مىداد ، پس آن زن نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمد و شكايت نمود كه چون شوهرم مرد پسرش مرا به زنى گرفت ، امّا نه با من در مىآميزد و نه نفقهء مرا مىدهد و نه مرا آزاد مىگذارد تا شوهر كنم و يا به خانوادهء خود ملحق شوم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمودند ، برگرد به خانه‌ات ، چون خدا در اين باره آيه‌اى به من نازل نمود كه آن را به تو تعليم خواهم داد و از ابن عمر روايت شده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمودند : اى مردم ، همانا زنان در نزد شما امانت هستند ، پس امانت الهى را برگيريد و آنها را با نام خدا بر خود حلال كنيد و شما را بر ايشان حقّى است كه با غير شما نزديكى نكنند و در اعمال نيكو از شما نافرمانى نكنند و چون چنين كنند بر شماست كه روزى و لباس شايسته و درخور آنان برايشان مهيّا كنيد و به