افراد عاقل بايد اموال سفيهان را اداره نموده و با تشخيص خود صرف كسب و تجارت بنمايند و به آنان در حد ضرورت ردّ كنند ،
( وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً )
: ( و از مالشان نفقه و لباس به آنان بدهيد و با گفتار خوش با آنان برخورد كنيد ) يعنى از فوائد و درآمد مال ، آنها را ارتزاق نماييد ، نه از اصل مال و سرمايه ، و گرنه مىفرمود ( وّ ارزقوهم منها ) و از آيه شريفه استفاده مىشود كه بايد اولياء سفيه ، امور او را سرپرستى كنند و اگر ولى نداشت حكومت شرعيّه اين امر را انجام دهد و اگر حكومت اسلامى نبود ، بايد مؤمنين اين امر را به عهده بگيرند و از طرف ديگر مردم نبايد با سفها بد رفتارى كنند ، بلكه بايد با نيكويى و مرافقت با آنها برخورد نموده و آنان را خشنود سازند ، چون آنها هم بشر هستند ، ( و مانند ساير انسانها حق حيات دارند ) .
( 6 )
( وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا )
: ( يتيمان را آزمايش كنيد تا هنگامى كه بالغ شده و تمايل به نكاح پيدا كنند ، آنگاه اگر آنها را دانا به درك مصالح خود يافتيد ، اموالشان را به آنها باز دهيد و به اسراف و عجله مال آنها را حيف و ميل ننماييد ، به اين انديشه كه مبادا كبير شوند و اموالشان را از شما بگيرند ) يعنى براى رسيدن به حدّ رشد عقلى ، ابتدا رشد جسمى شرط است ، پس آنها را بيازماييد ، اگر قدرت تميز دارند و به سنّ رشد رسيدهاند ( چون شرط نفوذ تصرف در مال رشد عقلى و جسمى است ) در اين صورت اموالشان را به آنها برگردانيد ، در اسلام براى عبادت و حدود شرعى و ديات ، تنها بلوغ جسمى شرط است ، امّا در تصرّفات مالى اضافه بر بلوغ ، رشد عقلى هم شرط است ، چون اگر چنين نباشد نظام حيات اجتماعى و معاملات فاسد و تباه مىشود و در ادامه مىفرمايد : مبادا از ترس اينكه چون كبير شوند اموالشان را از شما بازخواست كنند ، آنها را از روى تجاوز و عجله حيف و ميل كنيد ،
( وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ )
: ( و هر كس از اولياى يتيم كه غنى و بىنياز است به كلى در