اموال يتيم تصرف نكند و هر كس فقير است در برابر نگهبانى از آن مال ، به قدر متعارف ارتزاق كند ) چون ولايت براى حفظ حقوق يتيمان است از ضايع شدن و كم شدن ، نه اينكه ولىّ خود اموال آنها را حيف و ميل نمايد و به صرف ولايت اموال يتيم را براى خود تصرف كند ،
( فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً )
: ( پس آنگاه كه بالغ و رشيد شدند و مالشان را به آنها ردّ كرديد ، هنگام ردّ مال به آنها بايد گواه بگيريد براى حكم ظاهر ، ولى در باطن ( علم حق ) و ( گواهى خدا ) براى محاسبهء خلق كفايت مىكند ) پس براى جلوگيرى از نزاع و اختلاف و اينكه مشخص باشد كه ولىّ اموال يتيم را به او برگردانده است بايد گواه و شاهد بگيريد ، و روش قرآن آن است كه احكام ظاهر بندگانش را بر مبناى حساب دقيق و تشريع محكم قرار دهد تا تربيت دينى مبنى بر توحيد ، كامل و تمام شود و اين سيرهء قرآن در تمام مسائل مالى به خصوص در مسأله ولايت است كه مسائل اخلاقى را با احكام مىآميزد و به ولىّ امر مىكند با رفتار پسنديده و سخن شايسته با ايتام رفتار كند و توحيد را زير بناى همهء احكام قرار داده است كه در همه احكام عملى و اخلاقى قرآن حاكم است ، چون احكام شرعى هرگز از آميزش با امور اخلاقى جدا نمىشوند و اساس تربيت دينى بر اخلاقيات بوده و لذا در آخر مىفرمايد ( كفى باللّه حسيبا ) يعنى براى پايبندى شما به اين دستورات و احكام همين كفايت مىكند كه خداوند حسابرس شماست .
[ آيهء ( 14 - 7 ) مسأله ارث و چگونگى تقسيم آن ]
( 7 )
( لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ )
: ( براى مردان سهمى از ارث ابوين و خويشان است و براى زنان نيز سهمى از ما ترك ابوين و خويشان مىباشد ) ، ( نصيب ) يعنى بهره و سهم و منظور آنست كه چه فرزندان ذكور و چه فرزندان اناث ، هر يك سهمى از ماترك والدين و خويشان خود دارند ،
( مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً )
: ( چه مال اندك باشد و چه بسيار و بهرهء هر كس از آن ماترك معيّن مىباشد ) پس ماترك ، كم باشد يا زياد به جهت جلوگيرى از