از آن دو تن مرد و زن بسيار در اطراف عالم پراكند ) مراد از نفس واحد ، آدم عليه السّلام پدر بشر است و مراد از زوج او ( حواء ) ( س ) است كه او را از نوع همان آدم بيافريد ، يعنى مراد از ( خلق منها زوجها ) اين است كه همسر آدم از جنس و نوع خود آدم بود نه آنكه حوا را از دندهء آدم خلق نموده باشد ، چون هيچ دليلى بر اين سخن نيست و آنگاه خداوند از نسل آن دو تن افراد بسيارى را در سراسر عالم پراكند و منظور از ( بثّ ) جدا سازى بوسيله پاشيدن است و از اين آيه معلوم مىشود كه ازدواج در طبقه اوّلى بعد از آدم بين برادران و خواهران بوده ، چون حرمت ازدواج با محارم حكمى تشريعى است كه در آن زمان تشريع نشده بوده « 1 » ،
( وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً )
: ( و بپرهيزيد از خدايى كه به نام او از يكديگر درخواست مىكنيد و دربارهء ارحام از خدا بترسيد ، همانا خدا مراقب بر شما و اعمالتان است ) منظور از ( تسائل ) به خدا اين است كه مردم با سوگند به خداى تعالى از يكديگر چيزى در خواست كنند و اين كنايه از محترم و عظيم بودن خدا در نزد بندگان است و مىفرمايد پاس حرمت ارحام را هم نگاه داريد و به امر آنان اهتمام بورزيد و در حق آنان كوتاهى نكنيد و منظور از ارحام و نزديكان ، وابستگان نسبى هستند و كلمهء ( رقيب ) به معناى حفيظ و مراقب است و خدا مراقب و محافظ بر شماست و اعمال و سكنات و ايمانى را كه شما بواسطهء آن از يكديگر درخواست مىكنيد و امر ارحام را كه دربارهء آنها به شما سفارش شده است همه را زير نظر دارد و اين حفاظت و نظارت امرى ضرورى است تا جامعه از خلل و فساد و ظلم و مخالفت و طغيان و ستم محفوظ بماند .
( 2 )
( وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ )
: ( و اموال يتيمان را بعد از
هامش
( 1 ) - در بعضى تفاسير ديگر نقل شده است ، و ازدواج هابيل با فرشته و قابيل با اجنّه مىباشد ، و حكم خداوند از ابتدا تا انتها يكسان است ( مصحح ) .