تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
داشتن به اوست . ( 180 )
( وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ )
: ( و كسانى كه از آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است بخل مىورزند ، مپندارند كه اين بخل به نفع آنهاست ، بلكه به ضررشان مىباشد ) ، حالت آنان مانند حالت مهلت دادن به كفّار است كه سودى برايشان نداشت ، بلكه به ضرر آنان بود ، پس بخل در مال و عدم انفاق آن كفر بوده ، و لذا نفعى به حال آنان ندارد ، بلكه در قيامت باعث حسرت آنان خواهد شد ،
( سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ )
: ( به زودى آن مالى كه بخل ورزيدند در روز قيامت زنجير گردن آنان خواهد شد و تمام ميراث آسمانها و زمين از آن خداست و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است ) ، پس در روز قيامت اين بخل آنها مايه حسرت و عذاب آنان خواهد بود و خدا غنى و بىنياز از آنها و انفاق آنهاست و به زودى جزاى محسن را به واسطه نيكوكاريش ، و جزاى بدكار را بواسطه ( عمل بدش ) خواهد داد . ( 181 )
( لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ )
: ( همانا خداوند آن سخن جاهلانه كسانى را كه گفتند ، خدا فقير است و ما بى نياز هستيم ، شنيد ) ، يهود هنگامى كه قول خداى تعالى را كه دعوت به قرض الحسنه دادن مىنمود ، شنيدند و يا زمانى كه وضع مؤمنان فقير و مسكنت و فاقهء آنها را ديدند ، به عنوان اعتراض و زخم زبان گفتند : اگر پروردگار مسلمين توانگر بود ، نسبت به مسلمانان غيرت به خرج مىداد و آنان را غنى مىساخت ، پس معلوم مىشود كه خداى مسلمانان فقير است ، در حالى كه ما توانگريم و يا گفتند : خدا ما را از ربا نهى مىكند ، امّا خودش از ما قرض مىخواهد و در ازاى آن چند برابر به ما مىدهد ، در حالى كه خودش از اين عمل نهى كرده بود ، پس خدا با الفاظ بازى مىكند و از هيچ بىادبى و جسارتى نسبت به پروردگار كوتاهى نكردند ،
( سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ )
: ( البته ما