كتاب است كه آنها به رسول خدا كفر ورزيدند ، در حالى كه قبل از بعثت ايشان به آن حضرت ايمان داشتند و مىدانستند چنين پيامبرى ظهور مىكند و يا خطاب به جميع كفّار است كه ابتدا در عالم ذر از آنها ميثاق گرفته شده ، امّا بعد كافر شدند .
( 107 )
( وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ )
: ( و امّا كسانى كه رويشان سفيد است ، پس در رحمت خدا قرار دارند و در آن جاودانهاند ) يعنى آنان به جهت لذّت و تنعم از نعمتهاى الهى در مقام شكر ، خوشحال و خندان و سپيد روى هستند و در رحمت حق جاودان خواهند بود .
( 108 )
( تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ )
: ( اينها آيات خداست كه آن را به حق بر تو مىخوانيم و خدا هيچ ظلمى را براى عالميان نمىخواهد ) ، چون اين آيات باطل و شيطانى نيست و مقدمات و مبادى آن ثابت است ، كما اينكه نتايج آنها نيز حق و صدق مىباشد ، پس هيچ شكى در اين آيات نيست و همواره بر حق مىباشند و خداوند هيچ قسم ظلمى را در حق عالميان روا نمىدارد ، لذا كافر جزاى كفرش و شاكر ثواب شكرش را دريافت خواهد كرد و هيچ تفاوتى بين مردم نخواهد بود .
( 109 )
( وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ )
: ( و هر چه در آسمانها و زمين است از آن خداست و همهء امور بسوى خدا باز مىگردند ) ، پس او هر گونه بخواهد مىتواند در آنها تصرف كند و علّت اينكه او ظلم نمىكند همين است ، چون او مالك تمام اشياء عالم در همه جهات است و حقّ هر گونه تصرف در آنها را دارد ، لذا در حق او تصوّر ندارد كه در غير ملكش تصرف كند تا مصداق ظلم و تعدّى باشد و هر چه هست از آن اوست ، چون كسى ظلم مىكند كه احتياجى داشته باشد كه جز با تعدى و