تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
آنها مىگويند ، هيچ ملتى حق ندارد به آنان اعتراضى كنند ) يعنى اعتقاد آنها اينست كه عرب و غير يهود امّى و بىسواد هستند و غير بنى اسرائيل حقّ ندارد كه بر بنى اسرائيل مسلّط شود و اين عقيده را رنگ مذهبى داده بودند و مىگفتند كه خدا آنها را تافته جدا بافته نموده است و كرامتى دارند و بر همين اساس خود را داراى حق سيادت و تقدم بر ديگران مىدانند و لذا حق خود مىدانند كه ربا بخورند و مال مردم را تصاحب كنند و حقوق مردم را پايمال نمايند و ديگران هم حقّ اعتراض ندارند با اينكه همهء اين مفاسد در دين آنها حرام بود و اين امور به مرگ انسانيّت و افساد در زمين منجر مىشود ، چون سلب حقوق ديگران و ابطال حق جامعه به نابودى جامعه مىانجامد و آنچه اسلام از اثبات حق معتبر مىداند ، همان دين توحيد است چه از جانب مسلمانان يا اهل ذمّه ،
( وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ )
: ( و بر خدا دروغها مىبندند با اينكه دروغ بودن آنها را مىدانند ) يعنى آنها اين عقايد باطل خود را به وحى منتسب مىكردند و مىگفتند خداوند در شريعت يهود چنين تشريع كرده است ، در حالى كه خود آنها به خوبى مىدانستند كه ادعايشان نادرست و باطل است . ( 76 )
( بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ )
: ( آرى ، كسى كه به عهد خود وفا كند و از خدا پروا نمايد ، خداى تعالى پرهيزكاران را دوست مىدارد ) در اين آيه در ردّ كلام يهود كه خود را مسلط بر سايرين مىدانستند ، مىفرمايد : تقدم و تسلّط ، حق هر كسى است كه تقوا داشته باشد . و مراد از ( عهد ) ميثاق الهى است كه خداوند از بندگان خود گرفته كه به او ايمان آورند و تنها او را عبادت كنند ، پس كرامت و احترام در درگاه خدا به صرف ادّعا نيست ، بلكه تنها كسانى نزد خدا كرامت دارند كه خدا آنها را دوست بدارد و اينهم وابسته به وفاى به عهد و پيمان الهى و داشتن تقوى در دين خداست ، لذا كرامت الهى اين است ، نه اينكه خداى متعال همه بندگان خود چه صالح و چه بدكار را كرامت بدهد كه
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 264 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر