اختلاف در بين آنها و حلال كردن بعضى از چيزهايى كه بر آنها حرام بوده و همچنين براى دعوت نمودن آنها به قيام به واجبات از قبيل تعليم و تدريس و لذا مردم به جهت اين نعمتها بايد خدايى شوند و تنها به ياد پروردگارشان باشند .
( 80 )
( وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً )
: ( و او هرگز به شما دستور نمىدهد كه فرشتگان و انبياء را خدايان خود بگيريد ) ، همچنانكه صابئىها ملائكه را مىپرستند و مشركين قريش كه ملائكه را دختران خدا مىدانستند و ادّعا مىكردند كه پيرو دين ابراهيم هستند و عبادت پيامبران نيز مانند قول يهود است كه عزير را پسر خدا مىدانستند يا نصارى كه عيسى عليه السّلام را پسر خدا مىخواندند ،
( أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ )
: ( آيا ممكن است كه شما را بعد از آنكه مسلمان شديد به كفر دستور دهد ؟ ) خطاب به جميع گروندگان به انبياست ، مثل اهل كتاب و اعراب جاهليّت كه خود را منسوب به ابراهيم عليه السّلام مىكردند و در اينجا مراد از اسلام دين توحيد است كه همان دين خدا نزد همهء انبياء است .
و اين آيه تعريض به اهل كتاب است كه آنها را از عقايد خرافى دربارهء عيسى عليه السّلام و عزير عليه السّلام باز دارد و مىفرمايد : خود انبياء هم هرگز شما را به عبادت خويش دعوت نكردهاند .
[ آيهء ( 91 - 81 ) تسليم همه كائنات در برابر خدا و مسأله ارتداد ]
( 81 )
( وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ )
: ( به ياد آر زمانى را كه خداوند از انبياء پيمان گرفت ) ، و اين پيمان هم از آنها گرفته شده و هم از مردم براى آنان اخذ شده است ، اگر چه كه ميثاق مردم هم به وسيلهء انبياء گرفته شده است و اين ميثاق آنست كه مردم از فرمان انبياء سرپيچى نكنند و انبياء هم مردم را به سوى شرك دعوت ننمايند ، بلكه دعوت آنها بسوى دين توحيد باشد و اينكه مردم انبياء را يارى نمايند و به آنان ايمان بياورند ،
( لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ )
: ( كه هر زمان به شما كتاب و حكمت دادم و سپس رسولى آمد كه تصديق