مدارج كمال كاملتر گشته است .
امّا چون اعراب جاهلى كه بت پرست بودند ، ادّعا مىكردند كه بر دين حنيف هستند و پيرو ابراهيمند ، لذا خداوند براى دفع اين توهّم كه مبادا ابراهيم را مانند آنها بدانند مىفرمايد : او از مشركان نبود .
( 68 )
( إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ )
: ( محققا نزديكترين مردم به ابراهيم هر آينه كسانى هستند كه از او پيروى كردند و اين پيامبر و كسانى كه ايمان آوردند ، و خدا ولّى و دوستدار مؤمنين است ) اين تعريض به اهل كتاب است كه شما اولىترين مردم نسبت به ابراهيم نيستيد ، چون از او در بارهء اسلام پيروى نكرديد ، بلكه اولىترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه در زمان حيات او از وى پيروى كردند و همچنين پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه داراى شريعت حق و كتاب حقّ است و همچنين كسانى كه به آن جناب ايمان آورند ، چون تنها آنها هستند كه تسليم محض خدا بوده و بر طريقهء اسلامى هستند كه خداى متعال ابراهيم عليه السّلام را بر اساس آن اصطفاء فرموده ، و ولايت و نزديكى و ارتباط با ابراهيم كه شما كفّار ادّعاى آن را مىكنيد ولايت اللّه است و خداى متعال ولّى مؤمنان مىباشد ، نه كسانى كه به آيات او كفر بورزند و حق را با باطل مشتبه سازند .
( 69 )
( وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ )
: ( طائفهاى از اهل كتاب خيلى دوست دارند ، شما را گمراه كنند ) ، امّا ميل فطرى انسانها به سوى حق مانع از ضلالت و گمراهى مىگردد ،
( وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ )
: ( ولى گمراه نمىكنند جز خويشتن را ، لكن درك نمىكنند ) ، يعنى علاقهمندى آنها به گمراه كردن مؤمنينى كه بر صراط حقّند عين ضلالت خودشان است چه از نظر باطنى و چه از جهت عملى ، در واقع خودشان هستند كه گمراهتر مىشوند ، امّا متوجّه اين مطلب نيستند .