تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
( وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ )
: ( و يكديگر را به جاى خدا به ربوبيّت نگيريم ) چون همهء افراد بشر در صفات انسانى مساوى هستند ، لذا در حقوق حيات هم مساوى مىباشند ، پس شايسته نيست كه بعضى از آنان اراده و تمايلات خود را بر ديگران تحميل كند ، مگر آنكه خودش هم از ديگران آن مقدار اراده و خواست را تحمّل نمايد و اين همان تعاون در كسب مزاياى حيات است و امّا اينكه همه اجتماع براى يك فرد و يا يك فرد براى فرد ديگر خاضع شود ، بطوريكه آن فرد مسلّط و مستكبّر بر ديگران شود و خواست خود را بر سايرين تحميل كند ، در حقيقت اين جامعه او را ربّ خود قرار داده است و از خواست او پيروى نموده و لذا او را از حدّ تساوى با ساير مردم بالاتر برده و عبوديّت او را نموده است و اين عمل بطلان فطرت و نابودى اساس انسانيّت است و يك انسان فطرى و آزاده هرگز به خودش اجازه چنين خضوعى را در برابر غير نمىدهد ، پس اين جمله حاوى دو برهان است : ( 1 - افراد انسان قسمتى از يك حقيقت واحدند ، ( 2 - ربوبيّت از خصائص الوهيّت است ،
( فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ )
: ( پس اگر روى گرداندند ، بگو شاهد باشيد كه ما مسلمانيم ) ، اشاره به آن است كه توحيد در عبادت از لوازم اسلام بوده و آن دين مورد رضايت نزد خداست و به اين وسيله دشمنى و محاجّه پايان مىپذيرد ، و در صحيح بخارى به اسناد از ابن عباس در حديثى طولانى نقل شده است كه در نامه‌هايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم براى هرقل بزرگ روم و مقوقس بزرگ قبطيان نوشته بودند ، اين آيه را ذكر كرده بودند و هم اكنون نسخه‌اى كه به خط كوفى مىباشد و منسوب به حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بوده و خطاب به هرقل مىباشد موجود است و اخيرا بوسيلهء تصوير نورى آن را تكثير نموده‌اند و نزد بسيارى يافت مىشود . ( 65 )
( يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ )
: ( اى اهل كتاب ، چرا دربارهء ابراهيم محاجّه مىكنيد و هر كدام آن را