و اعضاء از قبيل معصيت يا كوتاهى از عبادت و اين همان توحيد علمى و عملى است ( توحيد نظرى و توحيد عملى ) و هيچ شق سوّمى هم وجود ندارد .
غير از حقّ چيست جز گمراهى ؟ و همانا خداوند به پويندگان راه مستقيم نعمت ارزانى نموده است ، آن هم از والاترين نعمتها ، خداى متعال ذكر مىكند كه صراط مستقيم يكى است ، در حالى كه سبيلهاى متفاوتى را سبيل خود خوانده است پس ، آشكار مىشود كه سبيلهاى متعددى هست براى وصول به صراط مستقيم كه واحد است
( وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا )
« 1 » ، ( آنان كه در راه ما مجاهده كنند آنها را به راههاى خود هدايت مىكنيم ) و هرگز در قرآن ( الصراط ) را به فردى از مخلوقاتش نسبت نداده است به خلاف ( سبل ) كه آن را به انبياء و غير ايشان نسبت داده است ، پس ( صراط ) هرگز با شرك مصاحبت و هم نشينى نمىيابد ، اما ( سبيل ) ممكن است كه در آن گمراهى و ايمان مجتمع شوند ، لذا سبيل با شرك جمع مىشود به خلاف صراط .
امّا عبادت همان صراط مستقيم است و دين راه مستقيم مىباشد ، كلمه صراط به معناى راه روشن است ، زيرا از مادّه ( ص - ر - ط ) گرفته شده كه به معناى بلعيدن است و راه روشن ، مانند آن است كه پيروان و سالكان خود را بلعيده و در مجراى خويش فرو برده كه ديگر نمىتوانند به اين سو و آن سو منحرف شوند ، پس آنها را در مسير مستقيم حفظ مىكند و اين از بزرگترين نعمتهاى الهى است « 2 » .
هامش
( 1 ) - سوره عنكبوت ، آيه 69 .
( 2 ) - مراد از ( مغضوب عليهم و الضالّين ) بطور اخصّ كسانى هستند كه ولايت ائمه را انكار كرده و يا سبّ مىنمايند اهل غلوّ و زياده روى دربارهء آنها هستند ، ( مترجم ) .