درستى و عدل بنويسد ) يعنى عدالت شرط لازم در معاملات دائر در امور جامعه است تا اساس اجتماع حفظ و رعايت گردد ،
( وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ )
: ( و هيچ نويسندهاى نبايد از آنچه خدايش آموخته دريغ كند ، پس حتما بنويسيد و بايد كسى كه حقّ به عهدهء اوست و بدهكار مىباشد ، املاء كند ) ( املاء و املال ) هر دو به معناى آنست كه كسى بگويد و ديگرى بنويسد ، در اينجا شخص قرض گيرنده بايد املاء كند و كاتب بنويسد تا اقرار به حق داشته باشد ،
( وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً )
: ( و بايد از خدا كه پروردگار اوست بترسد و چيزى از آن كم نكند ) املال را با تقوى قرين نموده است تا به بدهكار يادآورى كند كه در روز قيامت به سوى خدا باز مىگردد و بايد حساب پس دهد و حقوق را كم و زياد نكند و چيزى از مال را كم نگذارد و حيف و ميل ننمايد ،
( فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ )
: ( پس اگر بدهكار سفيه و ديوانه يا ضعيف و كوچك است و يا نمىتواند املاء كند ، سرپرستش بايد به عدل املاء كند ) يعنى در صورتى كه بدهكار سفيه و صغير و ناتوان بود بايد كسى كه عهدهدار شئون اوست و بر او ولايت دارد به جاى او املاء كند ، آن هم به عدل ،
( وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ )
: ( و دو مرد از آشنايان را به گواهى بگيريد و اگر دو مرد در دسترس نبود ، يك مرد و دو زن از گواهانى كه خود شما ديانت و تقوايشان را مىپسنديد شاهد بگيريد ) اين به جهت آنست كه اگر يكى از آنها فراموش كرد ، ديگرى باشد كه او را به ياد بياورد ،
( أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ )
: ( تا اگر يكى از دو شاهد فراموش كرد ، ديگرى به يادش آورد ، و گواهان هر وقت به گواهى دعوت شدند نبايد امتناع كنند و از نوشتن وام چه دراز مدّت باشد و چه كوتاه مدّت ، ملول نشويد ) پس كسى كه شهادت را كتمان كند قلبش