مالك آسمانها و زمين است ، لذا شما هم ملك او هستيد و اعمال شما و ملكات نفسانيه شما كه منشاء صدور افعال هستند ، آشكار باشند يا پنهانى ، همه در ملكيت و تحت سلطهء خداست و در اين آيه بين چهار چيز دو به دو مقابله قرار داده است ، آسمان هم سنخ و هم طراز اعمال نفس و صفات درونى و زمين هم سنخ اعمال بدنى قلمداد شده و در هر صورت خدا به همهء آنها محيط است و بر همهء آنها تسلط دارد ، و آنچه در نفس مستقّر مىشود از قبيل ايمان و كفر و حبّ و بغض ، بعضى به صورت فعل ظاهر مىگردد و بعضىها به علت خوددارى نفس به فعل تبديل نمىشوند و خدا به همهء آنها علم دارد ، امّا تنها احوال و ملكات نفسانيهاى كه منشاء صدور فعل هستند - چه طاعت باشند و چه معصيت - خداى سبحان انسان را از بابت آنها محاسبه مىكند ،
( فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ )
: ( پس هر كه را بخواهد مىآمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مىكند و خدا به هر چيز تواناست ) لذا مغفرت با عذاب الهى فرع بر مالكيّت خدا و احاطهء او بر اعمال مردم است و مراد از جمله
( ما فِي أَنْفُسِكُمْ )
صفات و احوال بد درونى است و جملهء
( وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ )
تعليلى است بر جمله اخير ، يعنى به جهت قدرت و احاطهء بر همه چيز به اعمال شما حسابرسى مىنمايد .
( 285 )
( آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ )
: ( پيامبر به آنچه خدا بر او نازل كرد ايمان آورد و مؤمنان نيز همه به خدا و فرشتگان او و كتابهاى الهى و پيغمبران خدا ايمان آوردند . . . ) اينكه در اين آيه ابتدا پيامبر را ذكر كرده و بعد از مؤمنان نام برده ، به جهت رعايت احترام آن جناب است و پيامبر قبل از بعثت بعد از آنكه از مرحلهء تفكر و تعبد به مرحلهء كشف حقايق بوسيله نور بصيرتش رسيد ، به آنچه از ناحيه پروردگارش عنايت شده بود ايمان آورد و آنچه از احكام و شرايع كه پيامبران الهى براى امّتها آوردند به جهت رسيدگى به اختلافات آنها بود ،
( لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ )
: ( و