آنكه با مقتضاى فطرى بشر در امورى كه له يا بر عليه اوست منافات داشته باشد .
( از نكات مورد توجّه در اين آيه آنست كه دين مبين اسلام در زمانى كه در تمام شبه جزيرهء عربستان تعداد افراد باسواد از انگشتان يك دست تجاوز نمىكرده بارها امر به نوشتن و املاء در هنگام قرض دادن يا قرض گرفتن و همچنين در معاملات نموده است و اين خود اعجازى در حفظ حقوق افراد اجتماع مىباشد ) « 1 » .
( 283 )
( وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ )
: ( و اگر در سفر بوديد و نويسندهاى نيافتيد ، پس بايد گروى گرفته شود ) ، ( رهان ) يعنى مالى كه به گرو گيرند و ( رهن ) هم به همين معناست ،
( فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ )
: ( و اگر بعضى از شما بعضى ديگر را امين شمرد ، امانت دار بايد امانت او را بدهد و از خدا و پروردگار خويش بترسد ) تأكيد بر مسأله ردّ امانت است كه اصلى بسيار مهمّ در ارتباطات اجتماعى است ،
( وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ )
: ( و شهادت را كتمان نكنيد كه هر كس شهادت را كتمان كند دلش گنه كار است و خدا به آنچه مىكنيد داناست ) در اين آيه كتمان شهادت گناه دانسته شده است و بايد مردم از آن پرهيز كنند ، اين آيه و آيه قبل از آن قريب بيست حكم از احكام قرض و رهن و غير آن از احكام معاملات را بيان نموده است .
[ آيهء ( 286 - 284 ) محاسبهء انسانها بر اساس منشاء اعمال و گفتار مؤمنان در مقام مناجات ]
( 284 )
( لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ )
: ( هر چه در آسمانها و زمين است از آن خداست ) پس او مالك على الاطلاق كلّ عالم است و اين جمله زمينه چينى براى جملهء بعد است ،
( وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ )
: ( و آنچه در دل داريد چه آشكار نماييد و چه پنهان كنيد ، خدا شما را به آن محاسبه مىكند ) چون او
هامش
( 1 ) - مترجم .