مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ )
: ( پس هر كس موعظهاى از جانب پروردگارش دريافت كند و از معصيت خدا دست بردارد ، گناهى كه قبلا كرده حكم گناه بعد از موعظه را ندارد و امر آن بدست خداست ) اين حكمى كلّى است كه ربا و غير آن از گناهان كبيره شامل مىشود و بطور كلى هر كس از نصايح و پند پروردگار متنبّه شود و دست از گناه بردارد و توبه كند ، گناهان سابقش بخشوده گردد .
در اين مورد كسانى كه قبل از حكم حرمت رباخوارى آن را مرتكب شدهاند گناهى متوجّه آنها نيست و مىتوانند از اموالى كه قبلا از راه ربا بدست آوردهاند بهرهمند شوند ، امّا امر آنها با خداست ، يعنى اگر او بخواهد مىتواند آنها را رها كند و يا وظيفه و تكليفى متوجه آنها نمايد كه كارهاى سابق خود را جبران كنند ،
( وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ )
: ( و هر كس باز به گناه خود رجوع كند ، چنين كسانى ياران آتشند و در آن جاودانه خواهند بود ) ( عود ) معنايى است كه با ( عدم انتهاء ) جمع مىشود ، يعنى هر كس عمل زشت خود را ترك نكند و بر آن اصرار نمايد و حكم خدا را نپذيرد ، اين كفر و ارتداد باطنى است ، اگر چه به زبان به كفر و ارتداد اقرار نكند ، بنابراين چنين كسى از رستگاران نخواهد بود و همين امر موجب ورود و جاودنگى او در دوزخ است .
( 276 )
( يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ )
: ( خداوند ربا را پيوسته نقصان مىدهد و به سوى نابوديش روانه مىكند و در عوض صدقات را نموّ مىدهد ) يعنى خداوند به تدريج از ربا مىكاهد و آن را فانى و زايل مىكند ، چون خاصيّت ربا كاهش مال و فناى تدريجى آنست ، به اين صورت كه باعث قساوت قلب و خسارت مىشود و اين دو باعث بغض و عداوت و سوءظن مىگردد و امنيّت را سلب نموده ، نفوس را به انتقام از يكديگر تحريك مىكند و همه اينها باعث تفرقه و اختلاف مىگردد و در نتيجه راههاى فساد و تباهى گشوده مىشود و مالها زايل مىگردد ، نتيجتا ربا خوار آرامش زندگى را از دست مىدهد ، چون از يك طرف تمام همّ و غمّش جمع كردن مال است و از طرف