بخاطر خداست هرگز بىاثر و بىثمر نمىماند ، همچنان كه زمين حاصلخيز چه باران زياد بر آن بارد و چه كم ، به هر صورت ثمر مىدهد ،
( فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ )
: ( اگر رگبار به آن نرسد ، باران ملايمى بر آن مىبارد و خدا به آنچه مىكنيد بينا است ) ، ( طلّ ) باران بسيار ضعيف است كه اثر كمى دارد ، اما به هر صورت عمل صالح كه براى رضاى خدا باشد اثر آن هرگز منقطع و منفصل نمىشود ، اگر چه مراتب عنايت خداوند به نسبت اختلاف نيّتها و درجهء خلوص آنها متفاوت مىشود و خداوند به اعمال بندگان بينا است ، بنابراين پاداش دادن به اعمال بر او مشتبه نمىشود .
( 266 )
( أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ )
: ( آيا يكى از شما دوست دارد كه باغى داشته باشد پر از درختان خرما و انگور كه نهرها در دامنهء آن جارى باشد . . . ) ( يودّ ) يعنى ( يحّب ) و از مصدر ( ودّ ) به معنى دوست داشتن است و كلمهء ( جنّت ) به معناى درختانى بسيار و انبوه است كه به آن بستان هم گويند و چون اصل در كلمه ( جنّت ) پوشاندن است و در بستان سايهء درختان زمين را از تابش خورشيد پوشش مىدهند ، لذا بستان را جنّت مىگويند ، ( من نخيل و اعناب ) براى تبيين است ، البته تبيينى توأم با غلبه نه كليّت يعنى نه آنكه درخت ديگرى در باغ نباشد ، امّا بيشتر درختان آن خرما و انگور است و نهرها در زير درختان جارى است و همه باغ را آباد و سرسبز مىكند ،
( لَهُ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ )
: ( و در آن باغ براى او همه گونه ميوه باشد ، سپس به پيرى برسد ، در حالى كه فرزندانى صغير دارد ، پس صاعقهاى برسد و آتش در باغ بيافتد و آن را بسوزاند ؟ . . . ) ( كبر ) به معناى پيرى و سالخوردگى و ( ذريّه ) به معناى اولاد و ( ضعفاء ) جمع ضعيف است ، خداوند بين سالخوردگى و داشتن فرزندانى ضعيف جمع نموده است تا شدت احتياج او به آن باغ را افاده كند كه براى تأمين معاش فرزندان ضعيف خود هيچ منبع معاشى ندارد و وقتى باغ آتش گيرد همهء اسباب از او منقطع