يَشاءُ )
: ( و خداوند براى هر كس كه بخواهد مىافزايد و اين مقدار را هم مضاعف مىكند ) چون امّت مانند بدن واحدند و فقير و غنى هر دو اجزاى يك پيكر هستند و مانند دو دست در بدن اجتماع مىباشند ،
( وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ )
: ( و خداوند وسعت دهنده و بسيار داناست ) چون خدا ( واسع ) است ، پس هرگز عطا و بخشش او تنگى نپذيرد و ( عليم ) است و بر همهء نيّات و اعمال احاطه و آگاهى كامل دارد و جزاى آن را به شايستگى مىدهد و در مجموع عمل انفاق يك عمل بسيار مؤثر است ، يعنى وقتى يك فرد از جامعه يا عضوى از اعضاى پيكر اجتماع دچار نقص و فقر شد اگر اغنياء و اعضاى سالم وضع او را اصلاح كنند هم قلب او را از رذائل فقر پاك كردهاند ، و هم چراغ محبّت در دلش افروختهاند و هم او را در ارائه عملكرد صحيحش نشاط و توان بخشيدهاند ، و در واقع اين انفاق باعث اصلاح وضع همهء اجتماع مىشود و اگر انسان براى رضاى خدا انفاق كند ، فوايد معنوى بسيار عايد او مىگردد .
( 262 )
( الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً )
: ( كسانى كه اموال خود را در راه رضاى خدا انفاق مىكنند و در پى آنچه انفاق كردهاند منّت نمىگذارند و اذيّتى نمىكنند ) ( منّ ) به معناى منّت نهادن و به رو آوردن يا به رخ كشيدن است و بنابر قول ضعيف اصل در معناى آن ( قطع كردن ) است ، و ( اذى ) به معناى ضرر فورى يا ضرر اندك است ،
( لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ )
: ( اجر نيكو براى آنان نزد پروردگارشان خواهد بود و از هيچ پيشامدى بيمناك نباشند و هرگز در دنيا و عقبى اندوهناك نخواهند بود ) ، ( خوف ) يعنى انتظار ضرر و ( حزن ) اندوهى است كه بر دل سنگينى كند چه اندوه از امرى كه واقع شده و چه از آنكه بخواهد واقع شود ، پس آنها در دنيا و آخرت محزون نخواهند بود .