رَبِّهِ أَحَداً )
« 1 » ، ( و هيچ كس را شريك در عبادت پروردگارش نگيرد ) ، و يكى از مصاديق شرك آن است كه انسان خداى متعال را بپرستد اما اوامر غير خدا را بطور جزئى يا كلّى در مقام عبوديّت بجا آورد و به همين جهت خداوند مىفرمايد :
( وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ )
« 2 » ، ( اكثر آنها ايمان به خدا نمىآورند جز آنكه در حال شرك هستند ) ، و عبوديّت حق مطلق است يعنى بدون هيچ قيد و شرطى است ، و همهء مخلوقات مملوك على الاطلاق و بدون قيد و شرط خدا هستيم ، يعنى هم ربّ منحصر در مالكيت و معبود بودن است و هم خلق منحصر در عبوديّت و بندگى است و جز عبوديّت شأن ديگرى ندارد ، پس به همين جهت در ( اياك نعبد ) مفعول را مقدّم داشته است و عبادت در اين جمله مطلق و نامحدود است ، و واجب است كه براى معبود حاضر باشد ( و خدا حضور مطلق دارد لذا شأن بنده هم آنست كه در مقام عبادت غفلت نكند و حاضر باشد ) و به همين جهت از صيغه مخاطب استفاده شده است و نيز به جهت اينكه هدف عبادت تنها خداست و نه غير او و نبايد عبادت خدا با نظر به غير خدا باشد ، امّا اينكه خداوند را به طمع بهشت يا براى ترس از دوزخ عبادت كنند ، اگر چه عبادت در ذات خودش امر پسنديدهاى است امّا اين نوع از عبادت با اخلاص و مقام انقطاع از غير خدا منافات دارد ، و اينكه كلام به لفظ جمع ( متكلم مع الغير ) آورده شده است به جهت سركوبى نفس در مقام عبادت است ، چون مقام عبوديّت با خود بينى منافات دارد و انسان هنگام عبادت بايد خود را در آن مقام فانى ببيند و بيان تعيّن و تشخّص و فرديّت در اين مقام مستلزم خود بينى و انيّت و استقلال است « 3 » .
هامش
( 1 ) - سوره كهف ، آيه 110 .
( 2 ) - سوره يوسف ، آيه 106 .
( 3 ) - گذشته از اين انسان در مقام بندگى خود ، عبادتش را ناچيز مىبيند و لذا از صيغهء جمع استفاده مىنمايد تا شايد به بركت وجود برخى بندگان مخلص ، خدا عبادت او را بپذيرد . ( مترجم )