تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
و در اين آيه به جاودانگى آنان در آتش اشاره شده است .

[ آيهء ( 259 - 258 ) درباره محاجه ابراهيم با نمرود و ماجراى عزير عليه السّلام ]

( 258 )
( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ )
: ( آيا نمىنگرى به آنكس كه با ابراهيم عليه السّلام درباره پروردگارش محاجّه و گفتگو نمود ) كلمه ( محاجّه ) به معناى ارائه حجّت و دليل در مقابل حجت طرف مقابل و اثبات مدعاى خود و ابطال حجّت خصم است و ( حجّت ) اصلش به معناى قصد است و در معناى ( به كرسى نشاندن مقصد و مدّعا ) استعمال مىشود و كسى كه با ابراهيم دربارهء پروردگار ابراهيم بحث و محاجّه مىكرده پادشاه معاصر او نمرود ، ملك بابل بوده ،
( أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ )
: ( كه خداوند به او ملك و سلطنت داده بود ) اين جمله از باب به كار بردن چيزى در محل ضدّ آن است تا شكوه و گله‌مندى را بهتر برساند ، ولى مىفرمايد : نمرود با ابراهيم محاجّه كرد و منكر خدا شد ، با آنكه خدا به او احسان كرده و ملك و دولت داده بود ، پس اين جمله كفران نعمت نمرود را مىرساند و از طرف ديگر با ذكر اين احسان خدا نسبت به او ، نادرستى اصل ادعاى نمرود ثابت مىشود ، چون ادعاى خدايى نمرود به خاطر ملك و دولتى بود كه خدا به او داده بود و خودش آن را كسب نكرده و مالك آن نبود و گرنه خودش هيچ تفاوتى با اكثر مردم نداشت و لذا قرآن براى اثبات حقارت و سخافت امر او ، نام او را ذكر نكرد ،
( إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ )
: ( زمانى كه ابراهيم فرمود : پروردگار من كسى است كه زنده مىكند و مىميراند ) پس خداست كه حيات را به همهء موجودات مىبخشد و بر ستاندن اين حيات نيز قادر است ،
( قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ )
: ( او گفت : من زنده مىكنم و مىميرانم ) نمرود ادعا كرد كه متصف به صفتى است كه ابراهيم با آن پروردگار خويش را توصيف كرد ، همان خدايى كه بر او واجب بود كه بجاى بتها او را بپرستد و در برابرش خضوع كند و نمرود نگفت ( وّ انا احيى و اميت ) چون لازمهء عطف اين بود كه خدا در ربوبيّت شراكت داشته باشد در حالى كه مقصود و مطلوب او تفوّق و برترى طلبى بود و نگفت ( الالهة تحيى و تميت ) ( بت مىميراند و زنده مىكند ) چون در