تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
پوسيده شده بود ، امّا به حكم الهى طعام و شراب وى تغيير نكرده بود و در ضمن اين ماجرا فقط براى هدايت او نبود ، بلكه براى هدايت همه مردم ، خداوند چنين امرى را اجرا نموده بود ،
( وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً )
: ( و بنگر در استخوانها كه چگونه آنها را به هم پيوسته و گوشت بر آن بپوشانيم . . . ) يعنى به استخوانهاى حمار بنگر كه چگونه آنها را جمع كرده و گوشت بر آن مىرويانيم تا دوباره زنده شود ،
( فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ )
: ( پس زمانى كه امر بر او روشن و آشكار گرديد ، گفت : اكنون به يقين مىدانم كه خداوند بر همه چيز تواناست ) پس چون عملا امر احياء اموات را به چشم خود ديد به علم يقينى رسيد و گفت : خدايا همواره مرا هدايت و نصيحت نما و من از روى يقين به قدرت بىانتهاى تو و اينكه تو بر هر كارى توانا و قادرى ايمان دارم ، با دقت در قصّه معلوم مىشود كه شخص نامبرده يكى از انبياء و به احتمال قوى عزير عليه السّلام بوده است .

[ آيهء ( 274 - 260 ) ماجراى ابراهيم و زنده شدن پرندگان و دربارهء انفاق ]

( 260 )
( وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى )
: ( زمانى كه ابراهيم گفت : پروردگارا به من بنما كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ ) ابراهيم عليه السّلام از كيفيت احياء سئوال مىكند نه از اصل احياء و همچنين درخواست بيان كردن بوسيله ارائه و نشان دادن را دارد نه بوسيلهء استدلال و برهان و ديگر آنكه سئوال او از اين نيست كه چگونه اجزاء مادى حيات را مىپذيرد ، بلكه سئوال او اين است كه چگونه خداوند زندگى را به مردگان افاضه مىكند ،
( قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي )
: ( خداوند فرمود : آيا ايمان ندارى ؟ گفت آرى باور دارم ، و ليكن مىخواهم با مشاهده آن دلم آرام گيرد ) كلمهء ( بلى ) رد هر گونه نفى است و در جملهء منفى معناى اثبات مىدهد ، پس ابراهيم علم و باور به اين مسأله داشته است ، اما خواهان ( طمأنينه ) يعنى آرامش نفس بعد از اضطراب و تشويش آن بوده و در واقع درخواست ابراهيم عليه السّلام از مشاهدهء كيفيت فعل خداست كه امرى نامحسوس است ، پس درخواست ايشان درخواست حق اليقين
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 191 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر