( 212 )
( زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا )
: ( زندگى دنيا براى كافران زينت داده شد ) ، پس دنيا انسان را بسوى تمايلات نفسانى و شهوات آن و فراموشى حق و حقيقت فرا مىخواند ، لذا انسان به جاى پرستش خدا ، هواهاى نفسانى خود مانند جاه و مقام و مال و زينت را مىپرستد و براى رسيدن به اين تمايلات به هر وسيلهاى متمسك مىشود ، حتى دين را براى رسيدن به امتيازات و تعيّنات خود تغيير مىدهد و براى نزديك شدن به رياست و تميّز ، زعما و رؤساى دين را وسيله قرار مىدهند و حقايق دينى را براى تضمين ادامه سيادت خود مستور و مخفى مىنمايند و اين عين كفر است ،
( وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا )
: ( و كسانى را كه ايمان آوردهاند مسخره مىكنند ) ، تا آنها هم به پيروان كفر و نفاق پيوندند و عدّه آنها افزونتر شود ،
( وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ )
: ( در حالى كه مردم با تقوى در روز قيامت برتر از آنانند ) ، علت اينكه به جاى كلمه ايمان ، تقوى به كار رفته است براى آن بود كه بفهماند ايمان بدون تقوا و عمل فايدهاى ندارد ،
( وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ )
: ( و خدا هر كه را بخواهد بدون حساب روزى مىدهد ) ، چون اوست كه خالق اسباب و وسيله ساز و ايجاد كننده مسبّبات است .
[ آيهء ( 213 ) اشاره به علّت تشريع دين ]
( 213 )
( كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً )
: ( مردم قبل از بعثت انبياء همه يك امّت بودند ) ، آيه دلالت دارد كه روزگارى بشر در زندگى اتّحاد و اتفاقى داشته است و بر اساس فطرت بين فجور و تقوى تشخيص مىدادهاند ، امّت از مادّه ( امّ ، يوّم ) به معناى قصد كردن است و امّت جماعتى است كه داراى مقصد واحد و هدف يكسان باشند كه همين هدف ، رابط وحدت بين آنهاست و مرزهاى دولت اسلامى مرزهاى عقيدتى است نه مرزهاى اصطلاحى ،
( فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ )
: ( پس اختلافاتى ميان آنان پديد آمد و آنگاه خداوند پيامبرانى را براى بشارت و بيم دادن برگزيد و همراه آنان كتاب را به حق نازل فرمود تا بين مردم در آنچه اختلاف كردهاند ، حكم كنند ) در اينجا دو اختلاف مطرح